سبحان اللّه ، تحمل آن حضرت تمام آن مصائب را به جهت احكام اساس توحيد ذات مقدس بارى تعالى و اعلاء كلمه حق و اتقان مبانى دين مبين و حفظ آن از تطرق بدعتهاى ملحدين بوده ، چگونه ذى شعورى احتمال دهد آن حضرت سبب شود براى جواز اعظم معاصى و اكبر موبقات كه آن ريا و شرك اصغر است « 1 » .
محدث قمى ، به سال 1337 ق در رسالهاى كه به خواهش يكى از دوستان خود نوشته ، به شرح ، درباره خرافه و روايتهاى ساختگى سخن گفته است . وى در اين رساله بسيارى از روايتهاى وارده در فضايل آيات قرآن و فضايل سورهها را ساختگى دانسته و به نقل از شهيد ثانى نوشته است :
شهيد ثانى درباره حديث مجعول و جاعلين آنها گفته است : آنها اصنافى بودهاند از همه آنها زيانبارتر ، كسانى هستند كه به زهد و صلاح به غير علم منتسب مىباشند و پنداشتهاند كه با اين كار خود به خدا تقرب جستهاند ، تا دلهاى مردم را با ترغيب و تهديد به خدا جذب كنند . مردم هم احاديث مجعول آنها را با اعتماد به ايشان پذيرفتهاند . . . از جمله اخبار مجعول ، چيزى است كه از ابوعصمه نوح بن ابى مريم مروزى ، روايت شده كه به وى گفتند : چطور تو از عكرمه از ابن عباس در فضايل هر سوره قرآن رواياتى نقل كردهاى ، حال آنكه اينها در نزد اصحاب عكرمه نيست ؟
ابوعصمه گفت : من ديدم كه مردم از قرآن روى برتافتهاند و به فقه ابوحنيفه و مغازى محمد بن اسحاق روى آوردند و لذا اين احاديث را جعل كردهام .
و نيز شهيد مىگويد درباره حديث طويل در فضايل همه سورهها ، وى از مؤملبن اسماعيل روايت نموده است كه گفت : شيخى در آنجا براى من نقل كرد . من گفتم :
كه اين حديث را براى تو روايت كرده است ؟ گفت : مردى در مدائن كه در قيد حيات است . من رفتم نزد او ، و او گفت : شيخى كه در بصره است . رفتم نزد وى . و او گفت :
هامش
( 1 ) . منتهى الامال ، ج 1 ، ص 564 .