شكر نعمت تو را گزارم ! » . « 1 »
3 . روشن است كه در آن روزگاران ، اينگونه سفرها مشقت زيادى داشته است .
محدث قمى خود به پارهاى از مشكلات سفرهايش اشاره كرده است ؛ از جمله هنگامى كه به سال 1322 از عتبات از راه خسروى و قصر شيرين عازم ايران مىشود ، در صفحات آغازين كتابش ، فيض القدير ، مىنويسد :
اليوم ، كه شنبه 27 شهر ربيع الأول است . . . ما را قرنطينه كردند و مدت آن شش روز ديگر است كه مجموع هفت روز باشد . 1322 .
اليوم ، كه يكشنبه 11 / ع 2 [ ربيعالثانى ] / 1322 است ، در كرمانشاهان هستم و ناخوش .
« و با » هم مىباشد و غالب مردم از خود فراموش ، در فكر آخرت خود هستند .
بيمارى ايشان در كرمانشاهان شدّت مىيابد ؛ به طورى كه از زندگى مأيوس مىشود . از اين رو ، در صفحهء آخر الفوائد الرجبيه مطالبى را به عنوان وصيت مىنويسد :
. . . اسبابهاى حقير به جناب آقاى رضاى قمى برسد . ايشان برسانند به والدم در قم .
در جوف پشتى قباى بركى هست دو تومان در كيسه . . . آن دوختهام . از آن خرج من شود و مابقى را به والدم برسانند و اين پول تفصيلى دارد : اصل آن پول كتابت قراردادى است كه در نجف شده . و قرار نمودهام كه اگر آن نسخه را نخواستند ، پول را به ايشان رد نمايم و جناب شيخ آقا بزرگ طهرانى ساكن نجف ، كه كتابهاى من نزد ايشان است ، مطلع هستند و پدرم اگر مرحمت كند تمام كتب مرا و اگر نه ثلث آن را به طلّاب فقرا بدهد به مقابل نماز و روزه و ردّ مظالم و . . . يك حج ميقاتى بگيرد براى آن كسى كه من نايب او شدم و مكّه نرفتم . ديگر حالم مساعد بيش از اين نيست . عقايد خود را مفصلًا نوشتهام . في ليلة ثالث عشر من ع 2 ( /
هامش
( 1 ) . مفاخر اسلام ، ج 11 ، ص 230 ، چاپ اوّل .