حج وفات كرد و در ظَهْر بقعهء مباركهء ائمهء بقيع ( صلوات الله عليهم أجمعين ) به خاك رفت و من بر سر قبر او رفتهام . بر لوح مزارش نوشته بود :
لِزَيْن الدين أحمدَ نورُ علم * يُضيءُ به القلوبَ المُدْلَهِمَّهْ
يُريدُ الجاهلونَ ليُطْفِؤوه * و يَأبَى الله إلّاأنْ يُتِمَّه « 1 »
2 . محدث قمى دانشمندى خوش ذوق و با سليقه بوده و بسيارى از خاطرات سودمند سفرهاى خود را مىنوشته است ؛ از جمله :
. . . بندهء خدا ، عباس بن محمد رضا قمى ( عُفي عنه ) ، مىگويد : من در روز دوشنبه سيزدهم ماه رجب سال 1340 حضرت موسى بن جعفر و ابوجعفر جواد عليهما السلام را زيارت كردم . سپس مشرف شدم به كربلاى مشرفه و در نيمهء دوم شب سهشنبه به آنجا رسيدم . در آنجا تا نيمهء رجب ماندم و آن حضرت ( سلام الله عليه ) را زيارت كردم . سپس از آنجا بيرون آمدم و آخر آن روز به بغداد رسيدم و از آن پس ، به سامره رفتم و روز پنجشنبه شانزدهم به آنجا رسيدم . و هم اكنون عصر جمعه هفدهم ماه رجب است كه در حرم مطهر سمتِ سر مبارك هستم . اين چند سطر را بعد از نماز ظهر نوشتم ؛ در حالى كه غير از من كسى در حرم مطهر نيست . . . . « 2 » خاطرات مذكور مربوط به سفرى است كه محدث قمى به سال 1340 ق ، مشهد را به قصد عتبات ترك گفته بود .
از ديگر خاطرات اين سفر اينكه : در 25 ماه رجب همين سال ، سيد محمد على ، پسر علّامه سيد شرف الدين عاملى رحمه الله ، كتاب الفصول المهمه تأليف پدرش را به محدث اهدا كرد . محدث قمى در همين سفر ، رسالهء نَسَب حضرت عبدالعظيم عليه السلام را در ماه رجب 1340 ق در حرم عسكريين عليهما السلام مىنويسد . در همين سال در بازگشت از عتبات كتابالمحجة البيضاء نصيب او مىشود و از اين رو مىگويد : « خدايا چگونه
هامش
( 1 ) . الفوائد الرضويه ، ص 37 .
( 2 ) . مفاخر اسلام ، ج 11 ، ص 229 ، چاپ اوّل .