تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
جبر انسان را نيز بر پاى شريعت بستند . در همين حال گروه ديگرى به استناد ظاهر آياتى كه افعال را به علل طبيعى نسبت مىدهد ، جانب تفويض را گرفته ، تأثير تدبيرى مستمر پروردگار را از صحنه هستى حذف كردند و به ديدگاه يهودىگرى يعنى بريدگى جهان آفريده از آفريدگار ، رسيدند . در حالى كه حقيقت چيزى جز آن هر دو بود . به واقع مفاد اين دو دسته آيات ، مفسر يك هدف مىبود ، و استناد مرگ و حيات ، و رشد و ثمردهى ، رزق و . . . به اسباب قريب و طبيعى ، كه به اذن خدا صورت مىگيرد و در طول فاعليت حقيقى و استقلالى خداست ، هيچ گونه تنافى با فاعليت خداوند ندارد :
وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ
« 1 » . « 2 »
ما رميت اذ رميت گفت حق * كار حق بر كارها دارد سبق
ديدن يك زاويه و غفلت از زواياى ديگر منشأ بروز اين خطاها گرديد . همان گونه كه عدم ژرفكاوى در آيات و تفكيك ميان ارادهء تكوينى و وجود بخشى با ارادهء تشريعى ( مصلحت بينى خدا در سرنوشت انسان ) كه به اشاره‌هاى لطيف مورد توجه قرار گرفته بود ، عامل ديگر اين خطا بود :
إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى . . .
. « 3 »

5 . سازگارى با روح كلى شريعت توحيدى

كسى كه بر كرسى فهم دين مىنشيند ، ناگزير است خود را در محدوده‌اى معين و مواجه با يك سلسله مبادى قطعى ببيند كه در بداهت آنها خدشه‌اى نيست . اين مبادى مسلم در واقع قلمرو و صبغهء جولان فكرى و تفاسير دينى او را ترسيم و تعيين مىنمايند .
هامش
( 1 ) آل عمران / 49 . ( 2 ) ر . ك : واژه « اذن » در معجم المفهرس . ( 3 ) زمر / 7 .