تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
نيز آنان كه دست‌يابى به گوهر حقيقت را بهانه‌اى براى به مسلخ كشاندن ظاهر شريعت مىدانند ، و دعوى حقانيت همه عقايد و آرا را مىنمايند و نزاع ميان شرك و توحيد و كفر و ايمان و باطل و حق را جنگى لفظى و زرگرى قلمداد نموده ، پذيرش تكثر دينى و تسامح مطلق را شعار خويش ساخته ، آن را بر پاى دين مىگذارند ، روشن است كه پوستين را وارونه بر تن كرده‌اند ! روشنفكرى ، خواه در قالب ديرين خود ، يعنى استناد به تجارب باطنى و يافته‌هاى درونى ، كه باطنيان و متصوفان پرچمدار آن بودند ، و خواه در چهره نوين آن يعنى استناد دادن همه بنيادهاى معرفتى به تجارب بيرونى ( آمپريسم ) ، و خارج كردن گزاره‌هاى دينى از حوزه اثبات پذيرى و ابطال پذيرى ، و استنتاج پلوراليزم دينى و تلقّى همه راهها به عنوان صراط مستقيم « 1 » ، راهبردى است كه از حيث نظرى مغاير با روح توحيد و حق و باطل و ايمان و كفر است به عنوان دو جبهه آشتى ناپذير است . زيرا هيچ يك از اين دو بينش به اقتضاى خصيصهء ذاتى خويش و با حفظ هويت خود نمىتواند پذيراى وجود ديگرى در كنار خود باشد ، مگر آنكه جمع ميان امور متناقض و متضاد ممكن باشد ! همين سان فهم‌هاى سكولاريستى يعنى بيرون راندن دين از حوزهء زندگى اجتماعى و محصور كردن آن در حيطهء زندگى شخصى و رابطه فردى با خدا و رابطهء اخلاقى محض با ديگران را مىتوان نمونه ديگرى از تفسيرهاى دينى نادرست دانست ، كه غالب از سوى استعمارگران ، سياستمداران خودكامه روشنفكران مرعوب ، و مقدسان متحجّر مطرح شده است . گر چه هر يك از اينها انگيزه‌اى خاص در نحوه نگرش خويش داشته‌اند ، ليكن نتيجه فكرى همهء اينها بيرون راندن نيروى معنوى دين از صحنه اجتماع ، و مناقض با اهداف اساسى و روح دين است . چه آنكه اصلاح ذاتى فرد و كمال ايمانى او تنها در پرتو محيط و اجتماعى صالح و الهى
هامش
( 1 ) . 23 - مجله كيان ، تابستان 76 ، مقاله صراطهاى مستقيم .