هماهنگى و همسويى مدلول آنهاست . البته روشن است كه اين سخن هيچ گونه تعارضى با مقام تبيين پيامبر اكرم و امامان معصوم عليهم السّلام ندارد . چرا كه افادات و رهنمودهاى آن شايستگان الهى - همانطور كه گزارش خواهد شد - همه بر گرفته از چشمهسار قرآن كريم و لايههاى تودرتوى اين نص استوار است .
آيات قرآن ناظر به همديگر و همه در راستاى يك هدف محورى يعنى توحيد در بينش و منش قرار دارند . براى دريافت يك ديدگاه نظاممند و يك تصوير كامل پيرامون هر يك از مفاهيم بينشى و يا ارزشى قرآن همچون مبدأ شناسى ، انسان شناسى ، پيامبر شناسى ، آخرت شناسى ، فرشته شناسى ، فلسفه شريعت ، آگاهى يا بى از وظايف فردى و اجتماعى انسان ، روابط و حقوق متقابل اجتماعى مؤمنان با يكديگر و با بيگانگان ، گزيرى جز اين نداريم كه آيات گوناگون مربوط به هر موضوع را در كنار هم و همچون اعضاى يك پيكر ببينيم . در غير اين صورت برداشت و تصوير ما از قرآن يك تصوير ناقص و همراه با گمراهى و انحراف و به دور از حقيقت خود قرآن است . پيدايش مذاهب گوناگون كلامى چون مشبهه ، مجسمه ، حشويه ، جبريه ، كراميه ، صفاتيه و . . . همين طور رهيافتهاى عملى دنيا گريزى ، گوشهگيرى ، و ترك تلاش و تكاپو به بهانهء توكل ، و ستم پذيرى به عنوان صبر و . . .
همه ناشى از همين آفت و نگرش يكسويه و تك بعدى از مفاهيم مرتبط كتاب جامع الهى است . اكتفا و استناد به ظهور بدوى آيات متشابهى كه موهم جسمانيت خداست :
وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا
. « 1 » و يا سلب اختيار انسان :
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« 2 » موجب اين دريافتهاى ناقص است .
غفلت از آيات روشن و محكم ديگر كه به صراحت هر گونه جسمانيت و نقص و صفات امكانى را از خداى سبجان نفى و او را كمال مطلق معرفى مىكند
هامش
( 1 ) فجر / 22 .
( 2 ) تكوير / 29 .