خويش از رسول خدا و استناد به پارهاى واژگان ، قرآن را تفسير نمىكردند ، در دورانهاى متأخر - هر چه كه از صدر نخست فاصله مىگيريم - با پيدايش انديشههاى مشحون از پرسش و شبهه ، ما شاهد ابداع رأى در عرصهء دريافتهاى قرآنى هستيم .
در اين صورت ما ديگر در اين عصر نمىتوانيم براى دستيابى و استخراج مراد الهى ، اعم از منطوق و مفهوم و دلالت التزامى ، همان رويهء نخستين را شاخص بشماريم . اكنون بايد در جستجوى عناصرى بود كه مجموعه آنها مبانى ، اصول ، روشها و رهيافتهاى اين راه پرخوف و خطر را در رسيدن به نتايج مثبت تسهيل نمايد . واضح است كه براى مسلمان جستجوگر امروز صرف آشنايى بدون با زبان عربى ، و پيدا كردن چند روايت و يا نقل قول صحابه و تابعين جهت فهم مضبوط و روشمند نص شريف قرآنى كافى نمىباشد . بلكه فهم امروزى ما نيازمند امورى فراتر از اينهاست . قواعدى كه گذشت زمان و علل و عوامل گوناگون فرهنگى ، اجتماعى مقتضى آنها گرديده است ، و گرنه قرآن همان قرآن است كه در آن عصر بود . در راستاى همين امر است كه دانشمندان اسلامى كوشيدند تا هر يك به سهم خويش گامى در تبيين آن اصول و قوانين بردارند . با تأسف اين تلاشها در خلال تفاسير و مقدمات آنها و كتب علوم قرآنى ، پراكنده است . جمع و تدوين ، پيرايش و تنقيح آن مايههاى نخستين اهتمامى ويژه را طلب مىكند تا جويندهء عصر حاضر را در فهم كتاب خدا يارى رساند .
بخش حاضر به منظور انجام اين رسالت فراهم آمده است .
مفهوم تفسير
تفسير از لحاظ لغت شناسى ، مصدر باب تفعيل ، مشتق از كلمه « فسر » است . « فسر » و « سفر » دو كلمه مقلوبند كه در حروف و معنا داراى اشتراك گوهرىاند ، گر چه از حيث آرايش حروف و قلمرو كاربرد تفاوتهايى را نشان مىدهند . « فسر » چنان كه واژه شناس متقدم خليل بن احمد مىگويد ، به معناى روشن نمودن و آشكار ساختن