مفاهيم ظاهرى غالب آيات را دريافت مىداشتند .
امّا آن فضاى اجتماعى - فرهنگى براى هميشه پايدار نماند . با رحلت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و دگرگونىهاى اجتماعى ، و توسعه جغرافياى عالم اسلام و كثرت نو مسلمانان كه هر يك از لغت و زبان و فرهنگ و روحيات ويژهاى برخوردار بودند ، بالطبع داد و ستد فكرى جديدى تكوين يافت . آمد و شدهاى مسلمانان بلاد گوناگون عرب و غير عرب ، ارتحال صحابيان بزرگ رسول خدا آن اصالت آغازين زبان و فرهنگ و سيرهء علمى باقيمانده را متأثر ساخت . از سوى ديگر دشمنان داخلى و خارجى عالم اسلام كه در مقابل اقتدار اين آيين نو توان معارضهء آشكار را از دست داده بودند ، كوشيدند تا انتقام خويش را از طريق تزريق انديشههاى كژ و آلوده در لباس شبهه و يا در قالب شرح ديانت و تفسير كتاب خدا در كام مسلمانان فرو ريزند .
دربار اموى دمشق پذيراى كسانى همچون كعب الاحبار ، وهب بن منّبه و امثال ايشان گرديد كه با زبان خيرخواهانه كينههاى درونى خويش را از طريق نشر افسانههاى تلمود و . . . در فضاى فكرى جامعه اسلامى جاى دادند . همين داستان در عصر عباسيان به گونهاى ديگر و با تشكيل رسمى مجالس بحث و مناظره و آزادى مطلق ارباب مذاهب و اديان گوناگون ، و ترجمه آثار كلامى و فلسفى يونانى ، عناصر جديد ديگرى را وارد فضاى فكرى متتبّعان مسلمان كرد و در اثر همين زمينههاست كه ملاحظه مىكنيم برداشتهاى گوناگون ، و گاه معارض از حقايق كتاب خدا عرضه مىشود . رهيافتهاى فكرى اهل تعطيل ، تشبيه ، جبر ، تفويص و . . . همه با استناد به آيات الهى صورت مىگيرد و اين همه رهاورد اين دگرگونىهاست .
اينها شمهاى از عوامل و اسبابى است كه همه و همه نيازمند چارهجويى ، و يافتن راه كار صحيح و بىپيرايه در راستاى فهم كتاب خداست .
اگر اندك صحابيان قرآن آشنايى چون امير مؤمنان على عليه السّلام ، عبد اللّه ابن مسعود ، ابّى ابن كعب و ابن عباس و حتى گروهى از تابعين ، تنها در قلمرو اثر و فهم حضورى
علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: محمد باقر سعيدى روشن
ص٢٢٠