در آيهء ديگر مىفرمايد :
وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ .
« 1 »
اقسام تحريف
الف ) تحريف معنوى
، يعنى تفسير قرآن بدون استناد به مبانى و اصول فهم آن ، و يا تفسير بر اساس رأى شخصى و انگيزهء درونى خود كه غالب از طريق فرق گوناگون كلامى ، متصوّفان ، عالمان دربار حكومتهاى ستمكار و دل مريضان و صاحبان افكار التقاطى رخ داده است .
ب ) تحريف لفظى ، كه داراى اقسامى است :
1 . تحريف به تبديل
و جايگزينى كلمات به واژههاى مرادف و يا غير مرادف ، به گونهاى كه موجب رخنه در معنا گردد .
چنان كه به ابن مسعود نسبت دادهاند كه اين كار را روا مىدانست . ليكن نظر درست آن است كه اين امر نارواست . زيرا اعجاز قرآن كريم در پرتو ساختار همان الفاظ ويژه است كه از سوى خداوند نازل گرديده و نمىتوانيم به جاى « عليم » ، « حكيم » را بگذاريم ، هر چند از نظر معنا يكسان باشند . « 2 » اختلاف در قراآت و وجود قراآت گوناگون در اداى كلمات نيز از قبيل همين گونه تغيير و تبديل است .
2 . تحريف به افزايش .
اين قسم را نيز كسى مدعى نشده است ، جز گروهى از خوارج يعنى عجارده كه سورهء يوسف را حاكى از داستانى عاشقانه و دور از شأن وحى دانستهاند . « 3 » همان سان كه پارهاى توضيحات تفسيرى در كنار آيات نيز براى برخى منشأ خلط ميان شرح با متن وحى شده است .
هامش
( 1 ) بقره / 75 .
( 2 ) ر . ك : صيانة القرآن من التحريف ، آيت اللّه معرفت ، ص 12 .
( 3 ) همان ، ص 13 .