قراآت هفتگانه تطبيق نمودند . ليكن از ديدگاه روايات اماميه ، قرآن يكى است و از سوى خداى يگانه بر يك پيامبر نازل شده است . « 1 » افزون بر اينكه قراآت سبعه مولود قرن دوم و گسترش و رواج يافته در قرن چهارم است . بدين ترتيب مفهوم ندارد كه روايت سبعة احرف ناظربه قراآت هفتگانه باشد .
به فرض صحت و پذيرش روايت نزول قرآن بر هفت حرف ، از ميان معانى فراوانى كه براى آن نمودهاند ، شايد اين معانى موجه باشد :
الف ) « حرف » يعنى « وجه » و مراد از هفت حرف همان لغات و لهجههاى گوناگون عرب ( قريش ، هزيل ، ثقيف ، هوازن ، كنانه ، تميم و يمن ) است . بدين معنا كه با توجه به لهجههاى گوناگون عرب جهت تسهيل ، خداوند ايشان را ملزم نداشته است به لهجه قريش كه پيامبر از آن قبيله بود قرآن را قرائت و ادا كنند .
ب ) ممكن است مراد معانى پنهانى و بطون قرآن باشد كه در روايات فراوان فريقين مطرح و مورد پذيرش قرار گرفته است . طبق اين معنا كلمهء هفت ، ناظر بر عدد معينى نمىباشد ، بلكه به كثرت اشاره دارد .
ج ) ممكن است مراد انواع معانى و مطالب قرآن باشد ، چنان كه گفته شده قرآن امر و نهى ، حلال و حرام ، محكم و متشابه و مثل دارد . « 2 »
معيار قرائت صحيح
با توجه به پيدايش قراآت فراوان ، دانشمندان جهت تفكيك و بازشناسى قرائت صحيح از قراآت شاذه معيارهايى را وضع و تدوين كردهاند . معروفترين شروطى كه در اين باره مطرح شده ، سه شرط است :
1 . صحت سند ،
هامش
( 1 ) وافى ، فيض كاشانى 5 / 272 ، تفسير صافى مقدمه هشتم .
( 2 ) براى شرح بيشتر بنگريد به : ابو شامه ، المرشد الوجيز ، ص 96 ، ابن جزرى ، النشر فى القراآت العشر 1 / 21 ، البيان ، آيت اللّه خويى / 198 .