2 . موافقت با رسم الخط عثمانى 2 ، 3 . موافقت با قواعد عربى .
يعنى آن قرائتى پذيرفته است كه صدور آن از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم محرز باشد ، و قراآت فاقد اين ويژگى مردود به شمار مىآيد .
معيار دوم در واقع به همان معيار اول بازگشت مىنمايد ، بدين معنا كه هدف عثمان در توحيد قراآت اين بود كه نسخهاى امام بر اساس قرائت معروفى كه صدور آن از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ثابت است تحرير نمايد تا اختلاف قراآت مرتفع گردد . ليكن از آنجا كه خود مصاحف عثمانى ( نسخ امام ) داراى اختلاف و حاوى يك سلسله اغلاط املايى بود ، و پذيراى قراآت گوناگون مىشد در نتيجه اين معيار صرفا مشير به همان معيار اول است و نه معيارى كه فى حد ذاته مستقل محسوب گردد .
مناسب است جهت نمونه به مواردى از قرائت معتبر اشاره گردد كه طبق گزارش « 1 » ، مخالف رسم الخط عثمانى امام مىباشد و قرّا در پذيرش آن اتفاق نظر دارند ، مانند :
وقف با هاء در كلماتى كه با تاء مبسوط نوشته شده است : امرات ، « 2 » نعمت « 3 » ابنت . « 4 »
اثبات ياء نسبت ، در مواردى كه با ياء نگارش نشده است ، مانند : فاتقون ، « 5 » فارهبون . « 6 »
اثبات واو : يدع الانسان ، « 7 » يمح الله الباطل . « 8 » اثبات الف در مواردى مانند : ايّه
هامش
( 1 ) بنگريد به : المصاحف ، ابى داود سجستانى ( 316 ه ) ، هجاء مصاحف الامصار : احمد بن عمار مهدوى ( 430 ه ) ، « المقنع » و همين طور « النقط و الشكل » عثمان بن سعيد دانى ( 444 ه ) .
( 2 ) آل عمران / 35 .
( 3 ) بقره / 211 .
( 4 ) تحريم / 12 .
( 5 ) بقره / 41 .
( 6 ) نحل / 51 .
( 7 ) اسراء / 11 .
( 8 ) شورى / 24 .