المؤمنون ، « 1 » ايّه الساحر « 2 » ايّه الثقلان . « 3 »
اما شرط سوم ، ( موافقت با قواعد عربى ) براى اين بود كه علماى قرائت احساس كردند ، هيچ قرائت معتبرى وجود ندارد كه با قواعد زبان عربى ناسازگار باشد ، چرا كه قرآن مصدر فصاحت و بلاغت است . در واقع اين شرط يك شرط حفاظى براى تأييد فهم خود بوده است ، نه آنكه بخواهند قرائت معتبر را تابع قواعد نحوى كنند ، يعنى براى رسيدن به قرائت صحيح دانستن عربيت شرط است .
از نقطه نظر اماميه نيز معيار صحت قرائت همان روايت از پيامبر اكرم است .
امامان شيعه به اصحاب خود توصيه و تأكيد نمودهاند كه از نص موجود قرآن اعراض ننمايند ، چرا كه اين نص همان قرائت عموم مسلمانان بوده است و روايت حفص از عاصم ( در عصر امام صادق عليه السّلام ) همان قرائت عموم مسلمانان است كه تا كنون نيز به نزد تمام فرق اسلامى مقبول است . بدين ترتيب تأييد قرائت متداول در عصر ائمه كه همين قرائت ياد شده است ، موجب اعتماد است .
هامش
( 1 ) نور / 31 .
( 2 ) زخرف / 49 .
( 3 ) رحمن / 31 .