خواندن و نوشتن در جزيرة العرب
هر چند اكثريت مردم جزيره در عصر ظهور اسلام از نعمت خواندن و نوشتن بىبهره بودند ، ليكن اين حقيقت را نمىتوان ناديده گرفت كه تازيان مردمى شعر دوست و سخن شناس بودند . در ميان ايشان كسانى يافت مىشدند كه اشعار و انساب و معاهدات تجارى را به سهولت مىنگاشتهاند . وجود « معلقات سبعه » در ميان ايشان گواه روشن اين حقيقت است . همانطور كه رفت و آمدهاى فراوان تجارتى اهالى مكه به سرزمينهاى « اهل كتاب » و كاربرد بيش از سيصد نوبت واژه كتابت و مشتقات آن ، و قرائت ، قلم ، مداد صحف ، سجل ، رق و تعبير استنساخ و . . .
در قرآن ، نشانگر آشنايى اعراب با علم و كتابت و قرائت است :
ن . وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ
« 1 » ،
وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
. « 2 » با اين همه ، هنر آفرينى اسلام آن بود كه با ارزش نهادن به علم و عالمان ، خواندن و نوشتن و دانش آموزى را در سراسر جامعه گستراند .
پيامبر امّى
در پى موضوع گذشته بالطبع اين پرسش پديد مىآيد كه آيا پيامبر اكرم خود سواد خواندن و نوشتن داشتهاند و آيات قرآن را نوشتهاند ، يا نه ؟ از آنجا كه اين موضوع حائز اهميت بوده است ، قرآن كريم آن را مطرح و پاسخ داده است :
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ
« 3 » ،
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
. « 4 »
تأكيد اين دسته آيات ، روشنگر اين حقيقت است كه مكتب نرفتن پيامبر و فقدان
هامش
( 1 ) قلم / 1 .
( 2 ) فرقان / 5 .
( 3 ) عنكبوت / 48 .
( 4 ) جمعه / 2 .