رقاع : جمع رقعه ، از پوست يا كاغذ .
لخاف : جمع لخفه ، صفحهاى نازك از سنگهاى تراشيده .
عسب : جمع عسيب چوبهاى پهن شاخ خرما .
اكتاف : جمع كتف ، استخوانهاى شانه شتر يا گوسفند .
قراطيس : جمع قرطاس ، كاغذ .
حرير : پارچههاى ابريشمى .
اديم : تكههاى چرم و پوست دباغى شده .
اقتاب : جمع قتب ، تخته چوبهاى صاف « 1 » . . .
افزون بر نقل تاريخى اين نكته قابل توجه است كه خود قرآن كريم مصدر خوبى براى معرفى نوشت افزارهاى مرسوم آن روزگار ، مانند : اقلام ، حرير ، رقّ ، سجل ، صحف ، قرطاس ، و . . . است .
خطى كه نخستين بار قرآن را به آن نوشتند
خط رايج حجاز در عصر ظهور اسلام خط مسند ( حميرى ) بود كه خط مردم يمن و داراى قدمت بسيار بوده است . ابن خلدون مىنويسد : « براى حمير خطى بود كه مسند نام داشت و حروف آن از هم منفصل نوشته مىشد . » « 2 » آقاى جواد على مورخ مشهور معاصر مىگويد :
از تحقيقات افرادى كه با خطوط باستانى آشنايى دارند استفاده مىشود كه خط ابتدايى اهالى شبه جزيره خط مسند بوده است . لكن از هنگامى كه مبلغان مسيحى به جزيره راه يافتند ، خط آرامى متأخر را كه قلم كليساهاى شرقى بود وارد جزيره كردند . از سوى ديگر طايفه انباط كه در شمال حجاز ساكن بودند خط نبطى داشتند كه آسانتر از خط مسند بود . با توجه به مطالب ياد شده ، روشن
هامش
( 1 ) ر . ك : اتقان ، سيوطى ، فصل 30 ، ص 418 .
( 2 ) مقدمه ابن خلدون فصل 30 ، ص 418 .