تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
سواد متعارف خواندن و نوشتن در ايشان ، مبتنى بر يك حكمت اساسى در امر رسالت و پيامبرى بوده است . چرا كه اگر آن حضرت چيزى مىخواند و مىنوشت ، اين تهمت را به طور قطع بر او مىبستند كه قرآن بر ساختهء فكر او و نوشتهء دست اوست . تاريخ زندگانى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه بيانگر ريزترين جزئيات سيرت و رفتار آن گرامى است ، خبر از خواندن و نوشتن آن حضرت نداده است . همواره به هنگام نزول آيات ، كتّاب و حفّاظ قرآن را احظار مىنمود تا آيات را در جايگاه ويژه خود بنويسند . « 1 » تنظيم صلحنامه حديبيه و درخواست قلم و دوات براى وصيت در هنگام وفات نيز گواه بر اين نيست كه خود شخصا نوشتند و يا مىخواستند بنويسند . همان گونه كه تعبير « اقرء » در فراز آغازين قرآن ، مستدعى قرائت متعارف از روى لوحه و يا برگه‌هاى متعارف نمىباشد ، چنان كه برخى از خاورشناسان چنين پنداشته‌اند . « 2 » چرا كه به حسب معتقد اديان الهى ، دانش پيامبرى سنخى ويژه از دانش حضورى است ، و در تنگناى قالب علوم تجربى ، عقلانى و شهودى همگانى نمىگنجد .

ابزارهاى نگارش قرآن

هر چند در زمانهاى گذشته وسايل و ابزارهاى نگارش به كثرت امروز نبوده ، اما اسناد بر جاى مانده از تاريخ ، بيانگر اين واقعيت است كه رنگ سازى و جوهرگيرى طبيعى از پوست برخى درختان و ميوه‌ها و . . . سابقه‌اى ديرين داشته است . همچنان كه بهره‌گيرى از اشيايى كه سطحى صاف و قابل نگارش دارند امرى متداول بوده است . طبق نقل ، مسلمانان براى نگارش قرآن از اين ابزارها سود مىجستند :
هامش
( 1 ) الاتقان ، ج 1 ، نوع 18 . ( 2 ) ر . ك : تاريخ قرآن ، سيد محمد باقر حجتى ، ص 189 .