در مقام عمل به وظيفه شخصى به حكم عقل و شرع ، اساسىترين آنهاست . « 1 »
تصوير قرآن از سيرهء علمى و عملى رسولان الهى آن است كه ايشان بهترين ، پاكترين و راستگوترين انسانها بوده ، « 2 » دعوت و رفتارشان نمود توحيد و مظهر صفات الهى است :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ
. « 3 »
آنان با كمال عقلانى و سلامت فطرى و صداقت و امانت و پاكى ، دلسوزترين افراد نسبت به همنوعان خويش و الگوهاى راستين معرفت و تلاش در بهسازى زندگى دنيا و آخرت مردم بودهاند و هرگز سخنى جز حق و رفتارى جز عمل نيك نداشتهاند . « 4 » آنان در راه انجام رسالت توحيدى خويش ، محروميتها ، هجرتها ، تهمتها ، شوخ چشمىها و دشواريهاى بسيارى را ، براى رضاى خداوند بر خود هموار ساختهاند . آرى ، چنين كسانى حامل وحى و امانتدار رسالت حق بودند :
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
. « 5 »
طبيعت شناسى و اشارههاى علمى قرآن به رازهاى نهفته در دل كائنات نمودى ديگر از قلمروهاى شگفتى زاى اين كتاب بىهمتاست . قرآن كتاب هدايت و تربيت انسان است و به همين منظور نازل گشته است . ليكن از آنجا كه گويندهء آن آفريدگار و راز آگاه اسرار گيتى است ، بالطبع در تناسب موضوعات مورد توجه و گفتار او چهرههايى از عرصه وجود تبلور مىيابد كه نمىتوان به سادگى از كنار آنها عبور كرد :
قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
. « 6 »
نمونهاى چند ياد آور مىشود .
هامش
( 1 ) جن / 26 - 28 .
( 2 ) انعام / 85 - 86 .
( 3 ) انبياء / 25 .
( 4 ) - انبياء / 72 - 73 .
( 5 ) انعام / 124 .
( 6 ) فرقان / 6 .