تلقى شده و در ديگرى بر طولانى بودن آن تأكيد شده است . علامه اين دو را منافى هم ندانسته ، علت آن را چنين توضيح مىدهد :
زيرا در آن جا مقام ، مقام ديگرى بود و اين جا مقام ديگرى است . و در هر يك از دو مقام ، غرض خاصى در بين است كه در ديگرى نيست . غرض در آن مقام اين بود كه بفهماند خواباندن اصحاب كهف در مدتى به اين طولانى و سپس بيدار كردن آنان در برابر قدرت خداى تعالى چيزى نيست و در قبال زينت دادن موجودات زمين در نظر بشر ، امرى عجيب نيست ، به خلاف اين مقام كه مىخواهد حجتى را عليه منكران بعث اقامه كند كه در چنين مقامى ، هر چه عدد سالهاى خواب آنان را بيشتر جلوه دهد ، حجت دلنشينتر خواهد شد . پس همين يك مدت ، دو نسبت به خود مىگيرد : يكى نسبتى به خدا دارد و يكى نسبت به ما . [ نسبت به ما ] مدتى بسيار طولانى بوده و نسبت به خدا مدتى كوتاه و امرى آسان . « 1 »
همانگونه كه شاهد هستيم ، آيات الهى قرآن كريم بسيار پيچيدهتر از آن است كه در وهلهء نخست به نظر مىرسد . درك اين ظرافتها و راه يافتن به عمق اين تعبيرات و پاگذاشتن به اين وادى پر راز و رمز ، بدون تكيه بر مبانى روشن و مشخص عقلى امكانپذير نيست . اين مبانى مىتوانند تا حدودى به ما بنمايانند كه قرآن با ما چگونه سخن مىگويد و در بيان خود چه روشى را در پى مىگيرد .
ملائكه و جن در بيان مفسران تفسير نمونه
خداوند متعال در قرآن كريم از هستى سخن مىگويد و از پديدهها و شگفتىهاى آن ، و ما را فرا مىخواند تا در آن چه در اطرافمان هست به دقت انديشه كنيم ، در آب و باد و باران ، در خورشيد و ماه ، در ميوههاى رنگارنگ و زبانهاى گوناگون و نژادهاى مختلف ؛ اما اين ، همهء آن چيزى نيست كه از هستى به ما مىنماياند . خداوند جلوهاى ديگر از هستى را نيز به تصوير مىكشد و از موجوداتى ياد مىكند كه ما قادر به ديدن آنها نيستيم ، يعنى ملائكه و جن . گروه اول آنانى هستند كه بر ما گمارده شدهاند تا اعمالمان را از نيك و بد ثبت كنند ، ما را از گزند حوادث تا رسيدن هنگام موعود حفظ كنند . آنان در سختىها به يارى مؤمنان مىشتابند و هم آنان در لحظهء مرگ ، به امر خداوند ،
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 13 ، ص 276 .