تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
تقدير كلام اين است كه . . . » « 1 » و يا « از اين مضمون برمىآيد كه در آيه به منظور اختصار ، چيزى حذف شده . . . » . « 2 » 5 - گاهى قرآن سخنى را نقل مىكند ، اما اين در واقع زبان حال است نه مقال ، يا سخنى است كه در دل فرد گذشته است . علامه در تفسير آيهء
« إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً ، قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ »
« 3 » مىنويسد : « قوم منكرون » از ظاهر كلام برمىآيد كه اين جمله نيز حكايت كلام ابراهيم عليه السّلام باشد ، اما نه كلامى كه به گوش ميهمانان هم رسانده باشد ، بلكه كلامى است كه خودش با خود گفت . . . اين توجيه بهتر از توجيهى است كه جمعى از مفسران كرده‌اند كه جملهء « قوم منكرون » سخن آشكار ابراهيم بوده . « 4 » 6 - و گاهى چنين است كه سخنى را از زبان يك نفر حكايت مىكند و گاهى آن را به عده‌اى نسبت مىدهد . در آيهء 17 سورهء مريم ، « 5 » به گفتگو ميان روح و حضرت مريم ، و در آيهء 45 سورهء آل عمران « 6 » به صحبت ملائكه با حضرت مريم اشاره شده است . علامه در اين باره چنين توضيح مىدهد : اگر با آيات مورد بحث ، تطبيق شود هيچ شكى باقى نمىماند كه سخن ملائكه با مريم ، كه در سورهء آل عمران آمده ، عينا همان سخنى است كه در آيات مورد بحث ( آيهء 17 سورهء مريم ) به روح نسبت داده است . و اگر كلام جبرئيل را به ملائكه نسبت داده ، از قبيل نسبت كلام يك نفر از قومى به همهء قوم است . . . زيرا همه در آن كلام و يا در سنت و عادت و خلقت موافقت و شركت دارند [ و اين را شيوهء بيانى قرآن مىداند كه ] در قرآن از اين تعبيرات بسيار است ؛ مانند آيهء هشت سورهء منافقون . . . « 7 » كه با اين كه گويندهء سخن ، يك نفر بوده ، آن را به جمع نسبت
هامش
( 1 ) . همان ، ج 15 ، ص 358 . ( 2 ) . همان ، ص 355 . ( 3 ) . هنگامى كه بر او وارد شدند ، آن‌گاه سلامى گفتند . ( در جواب ، او نيز ) سلام گفت ( در حالى كه با خود مىگفت كه ) گروهى ناشناخته‌اند . سورهء ذاريات ، آيهء 25 . ( 4 ) . الميزان ، ج 18 ، ص 377 . ( 5 ) .. . . فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا . . .قالَتْ . . .قالَ . . .؛ پس به سوى او ( مريم ) روح خود را فرستاديم . . . ( مريم ) گفت . . . ( روح ما ) گفت . . . . ( 6 ) .إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ . . .؛ وقتى كه ملائكه گفتند : اى مريم ! . . . . ( 7 ) .يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ . . .؛ مىگويند : اگر به شهر بازگشتيم . . . .