سوم آن كه اين باور كه جنيان بر زمين مسلط و به غيب آگاه هستند ، خرافهاى بود كه مشركان بدان ايمانى راسخ داشتند . در اين سوره ، قرآن اين تصور عمومى را اصلاح مىكند و قلبها را از ترس و خضوع در برابر قدرت موهوم جن مىرهاند و روشن مىكند كه آنها نه تنها به غيب دسترسى ندارند ، بلكه در برابر قدرت خداوند نيز مقهور و ناتوانند . « 1 »
داستان حضرت سليمان با جن نيز متكفل بيان همين حقيقت است كه اگر آنها از غيب مطلع بودند ، خود را از عذاب و رنج مىرهانيدند و يك سال بيهوده تن به زحمت و فعاليت نمىدادند . « 1 »
قصههاى قرآن در بيان مفسر فى ظلال القرآن
قرآن در بسيارى از سورهها به نقل وقايعى از امتهاى گذشته مىپردازد . اگر چه همواره تفسير اين داستانها محل اختلاف بوده است ، اما در قرن اخير موقعيت ممتازى يافته ، شيوهء تفسير آنها به عنوان يكى از مهمترين شاخصهاى سبكهاى مختلف تفسيرى ، مطرح گرديده است . موضوع اين داستانها از يك جهت در حوزهء تاريخ قرار مىگيرد و از طرف ديگر ، تفسيرى است از وقايع جهان پيرامون ما كه علم ، آن را بر عهده دارد . دستيابى علم تجربى به تبيين علّى بسيارى از آن چه در اطراف ما روى مىدهد و آن چه موجب بروز مصائب طبيعى مىگردد ، همراه با پيشرفت علم تاريخ و ظهور نظريات مختلف در اين رشته ، ضرورت تأملى دقيقتر در قصص قرآن و تجديد نظر در تفسير آنها را موجب گرديده است . ما در اين جا به نظاره مىنشينيم تا ببينيم كه اين مفسر ، در تفسير اين بخش از آيات قرآن ، چه روشى را پيش مىگيرد و تا چه اندازه علم تجربى و تاريخ ، اين دو دستاورد عقل بشرى را در اين تفسير معتبر مىشمارد .
داستانهاى قرآن بسيارند . ما در اين جا تنها شمارى از آنها را برمىگزينيم تا نمونهاى باشند بر روش سيد قطب در تفسير داستانها .
معجزات و امور خارق العادهء داستانها
معجزهء قوم ثمود : ناقهء حضرت صالح
قرآن در سورهء شعرا به اين معجزه اشاره كرده است . سيد قطب در تفسير آن
هامش
( 1 ) همان ، ص 3721 .