تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
توصيف ماهيت ملائكه بپردازد به توصيف اعمال آنان در ارتباط با بشر مبادرت ورزيده ، نقش آنان را در زندگى بشر روشن مىسازد . آنها را كاتبان اعمال ، رسانندگان وحى به پيامبران ، بشارت دهندگان مؤمنان به بهشت و استقبال كنندگان از كافران در جهنم توصيف مىكند . « 1 »

دوم ، جن .

سيد قطب در تفسير آيهء
« . . . إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ »
« 2 » بىآن كه توضيح مفصلى در اين مورد بدهد ، به اين نتيجه‌گيرى اكتفا مىكند كه « بنا بر اين ، او با ابزارهاى پنهانش بيش‌تر مىتواند آنها را بفريبد . و آنها [ براى نجات از فريب او ] به احتياط بسيار و بيدارى مضاعف و استمرار مراقبت نيازمندند » . « 3 » قرآن در سورهء احقاف تعريف مىكند كه چگونه دسته‌اى از جنيان كلام قرآن را شنيدند و از آن تأثير پذيرفتند ، به ميان قوم خود بازگشتند و آنان را به ايمان و پذيرفتن آن فراخواندند . سيد قطب ، موضوع اصلى اين سوره را ، همچون تمامى سوره‌هاى مكى ، مسئلهء ايمان به وحدانيت خداوند و ايمان به وحى و رسالت معرفى مىكند . از نظر او خداوند با نقل اين داستان در اين سوره ، اين حقيقت را متذكر شده كه مسئلهء ايمان به وحدانيت خداوند و ايمان به وحى و رسالت ، تنها به عالم بشرى محدود نمىشود ، بلكه مرزهاى آن را در مىنوردد و تمام هستى را در برمىگيرد . « 4 » غير از موارد پراكنده ، قرآن يك سوره را به جن اختصاص داده و از زبان خود آنها حقايقى را دربارهء خودشان براى بشر نقل كرده است . سيد قطب در مقدمهء تفسير اين سوره ، به سه هدف در طرح اين آيات اشاره مىكند : اول آن كه اين سوره ، جن را كه به عالمى ديگر تعلق دارد ، گواه بر حقانيت بسيارى از مسائل عقيدتىيى قرار مىدهد كه مشركان از پذيرفتن آنها سر باز مىزدند و آن را انكار مىكردند . دوم آن كه مشركان بر اين باور بودند كه پيامبر آن چه را دربارهء جن مىگويد ، از خود ايشان گرفته است ، اما اين سوره ، با حكايت اين حقيقت كه آنها از قرآن چيزى نمىدانستند و آن را اوّل بار از زبان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شنيدند ، بطلان اين باور را مىنماياند .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 1042 - 1044 . ( 2 ) . همانا او و قبيله‌اش از جايى كه آنها را نمىبينيد ، شما را مىبينند . سورهء اعراف ، آيهء 27 . ( 3 ) . فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1279 و 1280 . ( 4 ) . همان ، ج 6 ، ص 3252 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 321 | شادى نفيسى