به صورت مجاز و تمثيل را نادرست مىشمارد و صريحا به روش تفسير محمد عبد ه و شاگردان او در اين گونه موارد انتقاد كرده ، آن را زيادهروى در تأويل نصوص مربوط به امور غيبى مىخواند . « 1 »
اما آيا مىتوان گفت كه خداوند در كلامش هيچگاه از تمثيل و مجاز استفاده نكرده است ؟ قطعا سيد قطب چنين اعتقادى ندارد . بنا بر اين نمىتوان از عبده و ديگران تنها بدين دليل انتقاد كرد كه به مجاز و تمثيل گراييدهاند ، بلكه بايد براى نقد نظريات آنان دليل ديگرى اقامه كرد .
هدف قرآن از بحث دربارهء ملائكه و جن
در باور سيد قطب ، قرآن كريم كتابى است كه در هدايت انسان ، نكتهاى را فرونگذارده و هر آن چه در آن آمده ، هر كلمه ، آيه و هر قصهاى هدف و حكمتى را در خود نهفته دارد . بر اين مبنا در بحث از ملائكه و جن نيز به دو نكته اشاره دارد : اول آن كه آن مقدار از اين عوالم كه قرآن براى ما نقل كرده ، همان مقدارى بوده كه ما به دانستن آن نياز داشتيم . دوم ، توضيح موارد مورد نياز ما و در واقع ، تبيين هدف مشخص از پرداختن به عوالم غيب .
الف - قرآن ، در بحث از غيب ، آن مقدار را كه ما بدان نياز داشتيم ، بيان كرده است .
سيد قطب در تفسير سورهء احقاف توضيح مىدهد كه آگاهى و شناخت ما از جهان ، در محدودهء توانايىهايمان است . و اين توانايى بدان اندازه است كه خلافت بر روى زمين را براى ما امكانپذير ساخته است . ما به بسيارى از رازهاى نهفتهء عالم دست خواهيم يافت ؛ اما همه در محدودهء توانايىهاى ما خواهد بود . در عين حال ، اسرار بسيارى نيز سر به مهر خواهند ماند ؛ زيرا براى مسئوليت خلافت در زمين بدان نياز نداريم . و از اين رو ، دستيابى به آن ، در برنامهاى كه براى ما در نظر گرفته شده ، قرار نداشته است . بنا بر اين اگر خداوند ، ما را از طريق كلامش و نه از طريق تجارب ما ، با گوشهاى از اين رازها آگاه سازد ، بايد اين هديه را با شكر و تسليم بپذيريم و آن را همانگونه كه هست ، بىهيچ زيادى و كمى ، تصديق كنيم . « 2 » سيد قطب ، در جاى
هامش
( 1 ) . فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1532 .
( 2 ) . همان ، ج 6 ، ص 3270 و 3271 .