- جن همچون بشر ، قابل هدايت و ضلالت است . « 1 »
- آنها همراه بشر محشور خواهند شد تا در بهشت و جهنم ، پاداش و كيفر ببينند . « 2 »
آنها خود مىگويند :
« وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً »
. « 3 »
همان گونه كه در عمل مىبينيم ، سيد قطب نشان مىدهد كه شديدا به اصلى كه در مباحث غيبى بيان كرده ، پايبند است . « توقف در حد نص » سخنى است كه وى مرتب تكرار مىكند . او در توصيف جن و ملائكه ، از آن چه در آيات الهى آمده است فراتر نمىرود . از اسرائيليات شديدا مىپرهيزد « 4 » و حتى به احاديث نبوى نيز ، على رغم معتبر شمردنشان ، در اين امور تمسك نمىجويد . در مواردى هم كه به حديث اشاره مىكند ، مطلبى را بر اصل قرآن نمىافزايد . « 5 » پايبندى او به اين اصل ، تا بدان جا است كه نه تنها از افزودن مطلبى بر گفتهء قرآن مىپرهيزد ، بلكه حتى از سخن گفتن و توضيح دربارهء آن چه خود قرآن طرح نموده نيز سر باز مىزند . اگر در داستان خلقت آدم ، سخن نگفتن دربارهء مكان و زمان وقوع اين حادثه ، توقف در حد نص باشد ، اما سكوت دربارهء آن چه قرآن در اين باره براى ما نقل كرده است و اجتناب از ارائهء توضيحى دربارهء بالهاى فرشتگان را ديگر نمىتوان توقف در حد نص دانست . در بحث جن نيز عدم تعيين محل زندگى آنها بر روى زمين را مىتوان توقف در حد نص به شمار آورد ، اما پرهيز از تبيين نحوهء تزيين اعمال و . . . ، ديگر از آن جمله به حساب نمىآيد .
در واقع اين ، پيمودن راه اهل حديث و توقف در درك نص است نه در حد نص .
بسيار تفاوت است بين آن كه بكوشيم مفهوم آيه را دريابيم ، اما به معناى روشنى دست نيابيم - همچنان كه در تمامى آيات قرآن چنين امرى ممكن است - و بين اين كه از درك مفهوم آيه ، سر باز زنيم و از آن نهى كرده ، آن را باطل شماريم .
- سيد قطب در توصيف ملائكه و سخن گفتن از آنها هيچ گاه راه مجاز و تمثيل را
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 1189 ؛ ج 6 ، ص 3271 و 3272 .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 1189 .
( 3 ) . و آن كه از ما ( بعضى ) مسلمانند و ( برخى ) ستمگرند . پس كسى كه اسلام آورد ، قصد رشد نمود و اما ستمگران ( منحرف ) آتشگيرهء جهنم بودهاند . سورهء جن ، آيهء 14 .
( 4 ) . فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2391 .
( 5 ) . همان ، ج 5 ، ص 2921 ؛ ج 6 ، ص 3272 و 3273 .