در نهايت بايد بگوييم كه سيد قطب به ملائكه به عنوان نيروهاى الهى و غيبى ، باورى استوار دارد ، اين همه را مخلوقات عظيم الهى مىداند و چگونگى آنها را از امور غيبى دست نيافتنى و پژوهش ناپذير تلقى مىكند و در نتيجه ، هر گونه سؤال از چگونگى آنها را بىپاسخ مىگذارد .
مشخصات جن و شيطان
سيد قطب در چند جاى تفسير خود با استناد به آيات ، به جمع حقايق پراكندهاى مىپردازد كه در قرآن ، دربارهء اين مخلوق الهى آمده است . نوشتهء او را در اين باره مىتوان به شرح زير دستهبندى كرد :
- ابليس از نوع جن است ، به استناد آيهء
« إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ »
. « 1 »
- جن از آتش آفريده شده است . ابليس در داستان خلقت آدم مىگويد : « انا خير منه خلقتنى من نار » ، اما نمىدانيم چگونه ؟ اين مسألهاى است كه از حدود ادراك بشرى خارج است . « 2 »
- خلقت او پيش از انسان صورت گرفته است . خداوند در آيهء 27 سورهء حجر مىفرمايد :
« وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ . . . »
. « 3 »
- آنها مىتوانند انسان را ببينند حال آن كه بشر از ديدن آنها ناتوان است ، « انه يراكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم » . « 4 »
- در سورهء احقاف شرح واقعهاى رفته است كه طبق آن ، گروهى از جن قرآن را شنيدند ، فهميدند و از آن متأثر گشتند . بنا بر اين مىتوان گفت كه آنها صداى انسان را مىشنوند و زبان او را مىفهمند . « 5 »
- آنها نيز همچون بشر ، داراى اجتماعات انسانى ، مانند قبيله هستند « انه يراكم هو و قبيله . . . » . « 6 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 6 ، ص 3271 و 3272 .
( 2 ) . همان ، ص 3451 و 3721 ؛ نيز ر . ك : ج 3 ، ص 1189 و 2139 .
( 3 ) . و جن را از پيش ، از آتشى گرم ( و نافذ يا بىدود ) بيافريديم . فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2139 .
( 4 ) . فى ظلال القرآن ، ج 6 ، ص 3271 و 3272 ؛ نيز ر . ك : همان ، ج 6 ، ص 3721 .
( 5 ) . همان ، ج 3 ، ص 1208 و 1209 ؛ ج 6 ، 3271 ، 3272 و 3721 .
( 6 ) . همان ، ج 6 ، ص 3271 و 3272 .