است و تنها مىتواند از اين احتمال سخن بگويد كه آيا اين نوع حيات كه بر روى زمين وجود دارد ، مىتواند در برخى سيارات يا ستارگان ديگر نيز وجود داشته باشد .
و نمىتواند انواع ديگر حيات را در هستى كه علم از آن هيچ شناختى ندارد ، نفى كند . « 1 »
او در ضمن تفسير آيههاى 8 و 9 سورهء انعام ، « 2 » اگر چه بحث مفصلتر دربارهء غيب را به جاى ديگر موكول مىكند ، اما به اختصار از ملائكه مىگويد و منكران آن را مخاطب قرار مىدهد كه چه مقدار از دانش مدعيان عقل و علم ، قاطعانه وجود ملائكه را نفى مىكند و چگونگىهاى آنها را ، كه فراتر از تصور و تصديق است ، رد مىكند ؟
چه دانشى نزد آنان است كه موجب اين داورى شود ؟ وى سپس به ناتوانى علم از انكار انواع ديگر حيات اشاره كرده ، مىافزايد : ما آنها را به قضاوت بر اساس عقيدهء خود يا حتى سخن خداوند سبحان فرانمىخوانيم . ما « علمشان » را ، كه خداى خويش قرار دادهاند ، به قضاوت فرامىخوانيم و درمىيابيم كه آن چه آنها را به اين افكار « غير علمى » رهنمون گشته ، تنها زورگويى است ، بىهيچ دليلى از علم . « 3 » او نه تنها از كسانى كه با استناد به علم ، منكر امور غيبى هستند انتقاد مىكند ، بلكه كسانى را هم كه با استناد به عقل ، نه وحى ، در اين باره چيزى مىگويند ، گمراه مىنامد و مىگويد : آنان كه كوشيدند با عقل محدودشان ذات غير محدود را درك نمايند و حقيقت پنهان را از غير طريق كتب آسمانى دريابند ، گمراه شدند . فلاسفه كه در صددند تا هستى و پيوندهايش را تفسير كنند يا عرصهء وجود را حل نمايند ، از جملهء اين گمراه شدگانند ؛ بدون اين كه بين فلاسفهء بزرگ يونان يا فلاسفهء مسلمان ، كه روش آنان را در انديشيدن پى گرفتند ، يا فلاسفهء دوران جديد تفاوتى قائل شويم و آنان را مستثنا بدانيم . « 4 »
منبع شناخت
با توجه به ناتوانى عقل از پرداختن به امور غيبى ، يگانه منبع مورد اعتماد ، در اين
هامش
( 1 ) . فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1189 .
( 2 ) .وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ . . ..
( 3 ) . فى ظلال القرآن ، ج 2 ، ص 1045 و 1119 .
( 4 ) . همان ، ج 6 ، ص 3731 و 3732 . ( سيد قطب با توجه به شيوهء نگرشش به دين ، با فلسفه و فلاسفه مخالف بوده و كوشش آنان را براى شناخت حقيقت ، سترون مىدانسته است . استاد مطهرى در مقدمهء جلد 5 اصول فلسفه و روش رئاليسم به اين نكته اشاره كردهاند . ر . ك : مرتضى مطهرى ، مجموعه آثار ، ج 6 ، ص 891 . ) .