تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
اشاره دارد . بنا بر اين ، استناد به احضار روح ، نه تنها از اثبات ملائكه و جن ناتوان است ، بلكه بر فرض اثبات آنها هم ، چنان كه قبلا آورديم ، اشكال مخالفان را پاسخ نمىدهد ؛ زيرا سؤال آنها از چگونگى ارتباط عالم مادى با عالم غيرمادى و جايگاه جن و ملائكه در نظام علّى بود . به علاوه ، اين عقيده كه جن و ملائكه همان ارواح بشرند ، با نظر قرآن ، به ويژه دربارهء ملائكه ، و حتى با نظر خود طنطاوى دربارهء وساطت آنها در عالم وجود ، سازگار نيست . زياده‌روى او در مهم دانستن احضار روح و علم ناميدن آن ، نمودى ديگر از باور خوشبينانهء او به معارف بشرى و يقينى انگاشتن آنها است كه بر تمامى تفسير او سايه افكنده است . ذهنيتى كه پيشرفت‌هاى چشمگير علم و دانش و موفقيت‌هاى پى در پى آن ، چشمش را از ديدن واقعيت ، حقيقت و محدوديت آن معارف ، ناتوان ساخته است . در نهايت بايد به اين نكته توجه داشت كه ديدگاه‌هاى طنطاوى على رغم ظاهر غريبشان ، در واقع ، تفاوت چندانى با نظر مفسران ديگر ندارد . مهم اين است كه او در تفسير آيات مربوط به اين دسته از مخلوقات الهى ، به ظاهر آيه پايبند است . موردى ديده نشده كه به تأويل جن و ملائكه بپردازد يا وجود آنها را نفى كند . تفاوت او تنها در شيوهء استدلال و تبيينش نهفته است .

هدف قرآن از بحث دربارهء ملائكه و جن

قرآن از جن و ملائكه سخن مىگويد . اين كتاب الهى از طرح اين موضوعات چه هدفى را پى مىگيرد و چه نكته‌اى را مىآموزاند ؟ از نظر طنطاوى « نزل القرآن للعلم » ، قرآن براى علم نازل شده است . در اين مورد نيز هدف قرآن در علم خلاصه مىشود . لذا مىگويد : قرآن در آيهء
« خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ »
« 1 » دو علم را به ما مىآموزد : از علوم طبيعى ، علم نورهاى لطيف . و از علم ارواح ، علم اخلاق جن . « 2 » همو در تفسير سورهء جن ، هدف قرآن را از مطرح كردن اين عالم پنهان ، تشويق و ترغيب به پرداختن و فراگرفتن علم ارواح مىداند و افسوس مىخورد بر اين كه مسلمانانى كه اين كتاب الهى بر آنها نازل شد و آنها را به اين علوم تشويق كرد ، از آن غافل شدند و كسانى كه به اين دين ايمان نداشتند ، عهده‌دار آن شدند . او سپس به جايگاه رفيع اين علم اشاره مىكند
هامش
( 1 ) . جن را از آميخته‌اى از شعله بىدود آتش آفريد . سورهء الرحمن ، آيهء 15 . ( 2 ) . الجواهر ، ج 24 ، ص 17 .