تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
در تحقيق و بررسى آن بكوشند ؛ چرا كه اين زيباترين و ارزشمندترين علوم است . چه علمى از اين علم ، كه ما را از آينده‌مان پس از اين زندگى ، آگاه مىسازد ، ارزشمندتر است ؟ « 1 » ويژگى ديگرى كه مؤلف تفسير جواهر به آن اشاره مىكند ، مكلف بودن جنيان است كه آن را اجماعى علما معرفى مىكند . « 2 » توضيح اين ويژگى آنها را نيز مىتوان در تفسيرى كه دربارهء منع آنها از استراق سمع و رجم آنها توسط ملائكه سخن مىگويد ، دريافت . او مىگويد براى ارواح ناقص اين امكان وجود داشت كه به برخى مطالب از ملأ اعلى گوش فرا دهند ، مانند موعظه‌ها كه براى آنها سودمند بود ، اما هنگامى كه پيامبر خاتم مبعوث شد ، آنها از اين كار منع شدند تا متوجه آن چه در عالم انسانى روى مىدهد ، شوند ، عالمى كه به آنها نزديك‌تر و مطالبش براى آنها قابل درك‌تر است . از نظر طنطاوى اين تفسيرى مطابق با يافته‌هاى علم احضار روح است . او مىگويد : در اين علم آمده است كه ارواح ، پس از مرگ ، به همان راهى مىروند كه در طول حيات ، آن را پيموده بوده‌اند . پس اگر ناقص باشند ، نقصشان با آنها خواهد ماند و اگر كامل باشند ، كمال ملازمشان خواهد بود . اما اين ارواح ناقص ممكن است برخى نقايص خود را با عمل كردن به نصيحت‌هايى كه از انسان‌ها يا عوالم ديگر مىشنوند ، بر طرف سازند . البته در صورتى كه آمادگى و زمينه‌اش را داشته باشند . او سپس از اين هماهنگى بين مطالب قرآن و كشفيات جديد ، اظهار شگفتى و تعجب مىكند . « 3 » آن چه دربارهء ديدگاه‌هاى طنطاوى در اين بحث مىتوان گفت اين است كه او دلايل عقلى و نقلى را براى پاسخ‌گويى به شبهات مخالفان كافى نمىيابد . علم احضار روح را غنيمت مىشمارد ، آن را دليلى بىبديل و برهانى خدشه‌ناپذير تلقى مىكند و تمام باور خود را از عالم غيرمادى ملائكه و جن بر آن استوار مىسازد . اما احضار روح ، با قطع نظر از درستى يا نادرستىاش ، كه ارزيابى آن از محدودهء اين تحقيق خارج است ، تنها مىتواند ما را به وجود روح و بقاى ارواح بشر پس از مرگ رهنمون باشد و دليلى وجود ندارد تا بتوان نتيجه گرفت كه اين ارواح ، همان ملائكه و جنى هستند كه قرآن به آن
هامش
( 1 ) . همان ، ص 129 . ( 2 ) . همان ، ص 125 . ( 3 ) . همان ، ج 24 ، ص 277 و 278 .