پرسش مواجه هستيم كه اين امور را چگونه بايد تفسير كرد ؟ بشر ديروز براى همهء امور ناشناختهء اطراف خود ، تفسيرى غيبى و ماوراء الطبيعى ارائه مىداد ، اما علم امروز با دستيابى به افقهاى تازهاى از دانش و آگاهى و ارائهء تبيينى علّى براى اين امور ، بطلان چنين روش و نگرشى را به ما نشان داده است .
اين تجربه كه پيش روى ما است ما را بر آن مىدارد تا در برابر اين آيات ، لحظهاى درنگ كنيم و بينديشيم كه چه روشى را براى تفسير اين آيات در پيش گيريم ؟ آيا بايد در حد ظاهر آنها توقف كنيم و عدول از ظاهر را غيبزدايى و محدود كردن جهان به عالم ماده بدانيم ؟ يا بالعكس ، تفسير غيبى آن را پا گذاشتن جاى پاى گذشتگان و تكرار خطاى آنان تلقى كنيم ؟ آيا قرآن به عنوان كتاب دينى و منشورى انسانساز ، و نه كتابى علمى و تاريخى ، شيوهء ويژهاى براى بيان مطالبش و تفسير جهان ندارد ؟ حقيقت كدام است و آيا ما را به آن راهى هست ؟
به اين منظور ، به دنياى تفسير وارد مىشويم و مىكوشيم تا دريابيم كه هر يك از پنج مفسر مورد نظر ما ، در تفسير اين پديدهها و داستانها چه شيوهاى را در پيش گرفته و چه اصول عقلىيى را مبنا قرار دادهاند .
جن و ملائكه در بيان مفسران المنار
المنار تفسيرى است كه به قلم محمد رشيد رضا به رشته تحرير درآمده است . تا نيمهء آن ، در واقع ، درس تفسيرى عبد ه است كه به قلم و با توضيحات رشيد رضا نوشته شده و ادامهء تفسير ، به همان سبك و مبناى استاد است . رشيد رضا اگر چه شاگرد و در عين حال ، مريد عبده و سالها همراه او بوده است ، اما طبيعتا فردى مستقل ، با نظرياتى متفاوت است . دوگانگى نظريات در المنار و تفكيك ناپذيرى آنها در برخى موارد ، در كنار ناتمام بودن اين تفسير ، دستيابى به شناختى كامل و دقيق از اعتقادات و باورهاى مفسران آن را مشكل ساخته است .
در بحث از جن و ملائكه ، كه در اصل ، آيات مربوط به آنها اندك است ، فقدان تفسير براى نزديك به نيمى از قرآن ، اهميتى بسيار دارد ؛ به ويژه آن كه دو سورهء احقاف و جن ، كه با تفصيل بيشترى به بحث از جن مىپردازند ، در بخش دوم قرآن قرار گرفتهاند . با وجود اين كمبودها و دشوارىها ، كوشيدهايم تا به شناختى هر چه دقيقتر از ديدگاههاى مفسران اين تفسير دست يابيم .