منظومهء شمسى دارد ، سخن مىگويد و به برخى از شرايط ، كه امكان زندگى را در زمين فراهم آوردهاند ، اشاره مىكند . فاصلهء بين اجرام آسمانى و حجم آنها ، موضوع ديگرى از اين علم است كه در ذيل آيهء 40 سوره يس « 1 » و آيهء 57 سورهء غافر « 2 » آمده است .
قرآن در آياتى ، قرار دادن كوهها را در زمين با اين عبارت
« أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ »
« 3 » تعليل مىكند . آيهء 31 سورهء انبياء « 4 » و آيهء 10 سورهء لقمان « 5 » از اين موارد هستند .
فى ظلال القرآن در مورد اول در تبيين چگونگى آن سخن را كوتاه كرده ، تفصيل و تعيين آن را به بحثهاى علمى وامىگذارد . « 6 » و در مورد دوم توضيحاتى را به نقل از علماى زمينشناسى آورده ، مىافزايد : چه اين نظريه درست باشد و چه نادرست ، كتاب خدا بيان مىكند كه وجود اين كوهها توازن زمين را حفظ مىكند تا كشيده نشود و به جنبش و لرزش دچار نگردد . در اين صورت ، چه بسا نظريهء زمين شناسان دربارهء حفظ توازن زمين به واسطهء كوهها درست باشد . « 7 »
برداشتهاى تفسيرى و مسئلهء ناسازگارى با علم
چنان كه شاهد بوديم ، سيد قطب در تفسير آيات علمى قرآنى گاه به اختصار از كنار آنها گذشته و گاه به تفصيل و يا اجمال به نقل يافتههاى علم مىپردازد . اكنون به تفصيل به بررسى شيوهء او در تفسير سه موضوعى مىپردازيم كه همواره محل اختلاف و بحث بوده است .
الف - آسمانها
خداوند با عبارت
« كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما »
« 8 » به چگونگى خلقت آسمانها و زمين ، در
هامش
( 1 ) .لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ . . .؛ نه خورشيد را مىسزد كه به ماه برسد و نه شب پيشى گيرندهء روز باشد . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 2969 .
( 2 ) . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 3090 ؛ نيز ر . ك : ج 5 ، ص 2968 ( لخلق السماوات و الارض اكبر من خلق الناس . . . ؛ به تأكيد ، آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش مردم بزرگتر است . . . ) .
( 3 ) . كه ( مبادا ) زمين ، آنها ( ساكنان خود ) را بلرزاند .
( 4 ) .وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ . . . .( 5 ) .. . . وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ . . . .( 6 ) . فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2376 .
( 7 ) . همان ، ج 5 ، ص 2786 ؛ نيز ر . ك : ج 6 ، ص 3832 و 3833 .
( 8 ) . آسمان و زمين به هم بسته ( و پيچيده ) بودند ، پس ما آنها را از هم باز كرديم ( و گشوديم ) .