تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
علم ناهمگون و متناقض مىنمايد . در اين موارد چه بايد كرد ؟ آيا بايد علم را به خاطر بشرى بودن ، غيرقطعى و نامطمئن دانست و آن را در برابر وحى تخطئه كرد ، يا بايد آن را معتبر دانست و وحى را تأويل كرد و يا بايد راهى را پيش گرفت كه در حق هيچ طرف ظلمى نرفته باشد ؛ يعنى نه از وحى مايه گذاشت و نه علم را پايمال كرد ؟ مفسران المنار چه روشى را پيش گرفته‌اند ؟ همان‌گونه كه پيش از اين آورديم ، عبد ه و رشيد رضا براى علم ، اعتبارى مستقل قائلند و در مباحثى كه به حوزهء علوم تجربى تعلق دارد ، جايى براى بحث نقلى يا عقلى در نظر نگرفته ، « 1 » آنها را موضوعاتى مىدانند كه بايد با تجربه و تحقيق ، دربارهء آنها به مطالعه پرداخت . « 2 » بر اساس همين نگرش ، در مواردى كه آيات قرآن به وسيلهء علم ، قابل توضيح نيست ، نمىكوشند تا با تكلف ، آن را با علم تطبيق دهند و يا علم را تخطئه يا تأويل كنند .

الف - آسمان‌هاى هفت‌گانه

مسئلهء آسمان‌هاى هفت‌گانه‌اى كه قرآن از آن سخن گفته است ، از جملهء مواردى است كه تبيين آن بر اساس يافته‌هاى علم ، مشكل است . مفسران المنار در تفسير اين گونه آيات ، دربارهء مصداق اين آسمان‌ها سكوت مىكنند و بر متكلمان متقدم نيز ايراد مىگيرند كه چرا با تكلف كوشيده‌اند تا بين مسئلهء آسمان‌هاى هفت‌گانه و هيئت قديم مطابقت ايجاد كنند ؛ زيرا از نظر آنان لزومى ندارد كه با تكلف به تطبيق آيات قرآن با مسائل علمىيى پرداخت كه در زمان ما ، مورد اعتماد و مسلّم انگاشته مىشود ؛ چرا كه قرآن با گوشزد كردن نشانه‌هاى خداوند در جهان هستى ، بشر را به سوى علم هدايت مىكند و از اين پس را به عهدهء تحقيق و مطالعهء خود آنان مىگذارد . « 3 » به نظر مىرسد در چنين مواردى ، آن چه براى مفسران المنار مهم است ، تطبيق آيات با علم نيست ، بلكه صرفا اثبات متناقض نبودن آنها و در واقع رد شبهه‌هاى كسانى است كه به فلسفه و علوم طبيعى ، سرگرمند . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 60 . ( 2 ) . همان ، ج 12 ، ص 22 . ( 3 ) . همان ، ج 8 ، ص 455 . ( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 10 .