عرش و كرسى
اين دو واژه كه معناى مشابهى دارند ، در قرآن كريم بهطور مكرر آمدهاند و به خصوص واژه « عرش » در موارد متعددى مورد استعمال قرار گرفته و بيست و دوبار در قرآن تكرار شده است .
عرش
نخست بحث را درباره عرش دنبال مىكنيم و پيش از آنكه آيات مربوطه را مورد تدبر قرار بدهيم اين واژه را از ديدگاه اهل لغت بررسى مىكنيم .
خليل بن احمد مىگويد : عرش به معناى تخت پادشاه است و همچنين قوام و پايدارى امر كسى را عرش او مىخوانند و چون ثبات كار كسى از بين رفت مىگويند :
« زال عرشه » يعنى عرش او از بين رفت « 1 » .
ابن فارس مىگويد : عرش اصل واحدى است و به معناى ارتفاع و بلندى در چيزى آمده است و از همين معنى در موارد متعددى به صورت استعاره استفاده شده است از جمله به معناى تخت « 2 » .
هامش
( 1 ) - ترتيب العين ، ص 529 .
( 2 ) - ابن فارس ، معجم مقاييس اللغة ، ج 4 ص 264 .