تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
فيروزآبادى و زبيدى در معناى عرش همان گفته‌هاى خليل را عنوان كرده‌اند و چندين مورد از موارد استعمال آن را نيز آورده‌اند مانند عرش به معناى ركن و اساس هر چيز و عرش به معناى سقف خانه و مانند آنها « 1 » . راغب اصفهانى مىگويد : عرش در اصل به معناى چيز مسقف مىباشد و لذا به داربست درخت انگور كه مانند سقف خانه است عرش و معرش گفته مىشود ؛ سپس بعضى از موارد استعمال اين واژه را مىآورد « 2 » . اكنون كه به‌طور اجمال با معناى لغوى عرش آشنا شديم ، مىگوئيم كه عرش در قرآن گاهى در همين معناى لغوى استعمال شده و گاهى درباره حقيقت والائى كه مربوط به خداوند است و به آن عرش خدا گفته مىشود ، به كار رفته است . در دو آيهء زير كلمه « عرش » به معناى لغوى آن يعنى همان تخت معمولى استعمال شده است :
وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ
« 3 » به او ( بلقيس ) از هر چيز داده شده و از را تخت بلندى است .
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ
« 4 » و پدر و مادر خود را بر تخت قرار داد . و اما اطلاق عرش به حقيقت والائى كه اختصاصى خداوند است يعنى همان عرش خداوند ، در آيات متعددى آمده است و ما اكنون چند آيه را به عنوان نمونه ذكر
هامش
( 1 ) - زبيدى ، تاج العروس ، ج 4 ص 321 . ( 2 ) - راغب اصفهانى ، المفردات ، ص 341 . ( 3 ) - سوره نمل ، آيه 23 . ( 4 ) - سوره يوسف ، آيه 100 .
سيرى در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 380 | يعقوب جعفرى