شبيه اين مطلب را قلقشندى نيز آورده است و مىگويد :
« عرب جاهلى بر رسم ابراهيم و اسماعيل بودند و در سالهاى خود نسيئى به كار نمىبردند تا اينكه يهود در يثرب با آنها مجاورت كرد و عربها خواستند حج خود را در خرمترين وقت سال و آسانترين زمان براى رفتوآمدهاى تجارتى انجام دهند ، كبيسه را از يهود ياد گرفتند . » « 1 »
همانگونه كه گفتيم اين كار براى خود متصدى و مباشر خاصى داشت و با لقب قلمس ملقب بود و به مجموع آنها قلامسه مىگفتند . قلمس در لغت به معناى درياست و اين لقب كنايه از كثرت جود و بخشش آن افراد بود . قلامسه كه از قبيله بنى كنانه بودند در ميان عربها قدر و منزلتى داشتند و لذا شاعران بنى كنانه همواره با اين سمت كه در انحصار قبيله آنها بود بر ديگران تفاخر مىكردند . عمير بن قليس مىگويد :
لقد علمت معد ان قومى * كرام الناس ان لهم كراما
فأى الناس فأتونا بوتر * و اى الناس لم نعلك لجاما
السنا الناسئين على معد * شهور الحل نجعلها حراما
« 2 »
رسم بر اين بود كه هر سال پس از پايان مراسم حج متصدى امر نسيئى خطاب به مردم مىگفت : كسى حق ندارد به من ايراد كند و يا پاسخ بگويد و يا سخن مرا رد كند و مردم او را تصديق مىكردند و سپس او يا ماه محرم را حرام اعلام مىكرد و يا ماه صفر را به جاى محرم حرام معرفى مىكرد . « 3 »
نظر قرآن درباره نسيئى :
قرآن كريم درباره نسيئى مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 2 ص 398 .
( 2 ) - ابن هشام ، السيرة النبويه ج 1 ص 46 صاحب بلوغ الارب اين شعرها را به كميت نسبت داده است .
( 3 ) - مجمع البيان ، ج 5 ص 45 .