را گوشزد مىنمايد :
وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ .
« 1 »
همانا پيامبرانى پيش از تو مورد تكذيب قرار گرفتند . پس آنان بر اين تكذيبها صبر كردند و اذيت شدند تا اينكه پيروزيمان به آنان رسيد . و هيچ چيزى نمىتواند كلمات خدا را دچار تبديل و تغيير سازد . و همانا خبر پيامبران بر تو آمده است .
در بعضى از آيات قرآنى مطلب از تاريخ و تجربههاى بشرى فراتر مىرود و به ابتداى خلقت جهان كشانيده مىشود و انسان را به تفكر دربارهء ابتداى خلقت و اعادهء آن فرا مىخواند كه اين خود يك نوع سنت تخلفناپذير الهى است :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ .
« 2 »
آيا نديدند كه چگونه خداوند آفرينش را شروع كرد و سپس آن را برمىگرداند ؟ همانا كه اين كار براى خدا آسان است .
براى فهم و درك درست مسألهء « سنن » و تخلفناپذيرى و حتمى بودن آن ، قرآن همواره به مطالعهء دقيق نمونههاى تاريخى آن دعوت مىكند و از انسان مىخواهد كه با چشمى باز و بصيرتى نافذ و گوشى شنوا مطلب را بررسى كند و تمام خواص و امكانات خود را به كار گيرد تا به حقيقتى كه در پشت اين نمونههاى تاريخى وجود دارد پىببرد و جريان و حكومت سنتهاى تخلفناپذير الهى را در جاىجاى تاريخ بشرى ملاحظه كند و از آن براى امروز و فرداى خود توشهاى بسازد :
هامش
( 1 ) - سوره انعام ، آيه 34 .
( 2 ) - سوره عنكبوت ، آيه 19 .