عربها همواره در مقابل فصاحت و بلاغت قرآن تعظيم مىكردند . « 1 »
- باقلانى اعجاز قرآن را در دو جهت مىداند يكى نظم و اسلوب غريب آن و ديگرى فصاحت و بلاغتى كه در سطح بسيار بالائى در قرآن وجود دارد . « 2 »
- ايجى و جرجانى بلاغت قرآن را جهت اعجاز آن مىدانند و مىگويند : در قرآن تمام فنون بلاغت به كار برده شده و هيچيك از بلغاء هرچند هم به قله آن رسيده باشند ، قادر نيستند همه وجوه بلاغت را در سخن خود به كار گيرند . « 3 »
- شيخ طوسى مىگويد : قوىترين قول در نزد من قول كسى است كه مىگويد :
معجز بودن و خارق العاده بودن قرآن بخاطر فصاحت بالاى آن با نظم مخصوص كه دارد ، مىباشد . فصاحت به تنهائى و نظم به تنهائى و همينطور صرفه نمىتواند وجه اعجاز قرآن باشد . « 4 »
ابن ميثم بحرانى اظهار مىدارد كه حق اينست كه جهت اعجاز قرآن مجموع سه چيز است فصاحت بالا و اسلوب خاص و اشتمال بر علوم شريفه . وى اضافه مىكند كه منظور از علوم شريفهايكه در قرآن موجود است عبارت است از علم توحيد و علم اخلاق و سياسات و كيفيت سلوك الى الله و علم احوال پيشينيان . . . « 5 »
- علامه حلى معتقد است كه جهت اعجاز قرآن همان فصاحت بالغه آن است و لذا عربها همواره فصاحت قرآن را تعظيم مىكردند و به همين جهت است كه افرادى مانند « نابغه » وقتى با فصاحت قرآن آشنا شدند اسلام آوردند . « 6 »
هامش
( 1 ) - فاضل مقداد ، اللوامع الالهيه ص 219 .
( 2 ) - باقلانى ، اعجاز القرآن ص 35 .
( 3 ) - شرح المواقف ج 8 ص 245 .
( 4 ) - شيخ طوسى ، الاقتصاد الهادى الى الرشاد ص 173 ، البته شيخ در تمهيد الاصول قول به صرفه را تقويت كرده ولى بعدها از آن نظر برگشته است .
( 5 ) - ابن ميثم بحرانى ، قواعد المرام ص 133 .
( 6 ) - علامه حلى ، مناهج اليقين ، نسخه خطى آستان قدس رضوى برگ 120 .