تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
عرب‌ها همواره در مقابل فصاحت و بلاغت قرآن تعظيم مىكردند . « 1 » - باقلانى اعجاز قرآن را در دو جهت مىداند يكى نظم و اسلوب غريب آن و ديگرى فصاحت و بلاغتى كه در سطح بسيار بالائى در قرآن وجود دارد . « 2 » - ايجى و جرجانى بلاغت قرآن را جهت اعجاز آن مىدانند و مىگويند : در قرآن تمام فنون بلاغت به كار برده شده و هيچيك از بلغاء هرچند هم به قله آن رسيده باشند ، قادر نيستند همه وجوه بلاغت را در سخن خود به كار گيرند . « 3 » - شيخ طوسى مىگويد : قوىترين قول در نزد من قول كسى است كه مىگويد : معجز بودن و خارق العاده بودن قرآن بخاطر فصاحت بالاى آن با نظم مخصوص كه دارد ، مىباشد . فصاحت به تنهائى و نظم به تنهائى و همينطور صرفه نمىتواند وجه اعجاز قرآن باشد . « 4 » ابن ميثم بحرانى اظهار مىدارد كه حق اينست كه جهت اعجاز قرآن مجموع سه چيز است فصاحت بالا و اسلوب خاص و اشتمال بر علوم شريفه . وى اضافه مىكند كه منظور از علوم شريفه‌ايكه در قرآن موجود است عبارت است از علم توحيد و علم اخلاق و سياسات و كيفيت سلوك الى الله و علم احوال پيشينيان . . . « 5 » - علامه حلى معتقد است كه جهت اعجاز قرآن همان فصاحت بالغه آن است و لذا عرب‌ها همواره فصاحت قرآن را تعظيم مىكردند و به همين جهت است كه افرادى مانند « نابغه » وقتى با فصاحت قرآن آشنا شدند اسلام آوردند . « 6 »
هامش
( 1 ) - فاضل مقداد ، اللوامع الالهيه ص 219 . ( 2 ) - باقلانى ، اعجاز القرآن ص 35 . ( 3 ) - شرح المواقف ج 8 ص 245 . ( 4 ) - شيخ طوسى ، الاقتصاد الهادى الى الرشاد ص 173 ، البته شيخ در تمهيد الاصول قول به صرفه را تقويت كرده ولى بعدها از آن نظر برگشته است . ( 5 ) - ابن ميثم بحرانى ، قواعد المرام ص 133 . ( 6 ) - علامه حلى ، مناهج اليقين ، نسخه خطى آستان قدس رضوى برگ 120 .