پيشينيان نيامده است .
با مراجعه با كتب كلامى و تفسيرى و كتابهائى كه درباره علوم قرآنى و يا منحصرا راجع به اعجاز قرآن نوشته شده ، به نظر مىرسد كه بحث درباره وجوه اعجاز قرآن به صورت يك مسئله اعتقادى به اوائل قرن سوم مربوط مىشود و از آن فراتر نمىرود .
هرچند در كلمات پيامبر و ائمه عليهم السلام و بعضى از متقدمين از صحابه و تابعين اشاراتى به اين موضوع شده است اما طرح آن به صورت يك مسئله آن هم به روش كلامى ، بعدها صورت گرفته .
شايد بتوان گفت نخستين كسى كه اين مسئله را عنوان كرده و راجع به آن كتاب نوشته ، جاحظ ( متوفى 255 ) است كه كتاب « نظم القرآن » را پديد آورد . البته اين كتاب در دست نيست اما خود وى در كتاب « الحيوان » از آن كتاب ياد مىكند و مىگويد : من كتابى نوشتهام كه در آن آياتى از قرآن را جمع كردهام . . . اگر آن را بخوانى برترى قرآن را در ايجاز و جمع معانى بسيار با الفاظ اندك درمىيابى . سپس قطعههائى از آن را نقل مىكند . « 1 » همچنين بعضى از كسانى كه پس از جاحظ درباره اعجاز قرآن و يا بلاغت آن كتاب نوشتهاند از نظم القرآن جاحظ نام بردهاند و مثلا باقلانى در كتاب خود از آن ياد مىكند و جاحظ را به قصور يا تقصير متهم مىسازد . زيرا كه او چيز تازهاى نياورده و همان مطالب متكلمين پيشين را تكرار كرده است . « 2 »
پس از جاحظ كسانى اين مسئله را دنبال كردند و كتابهائى نوشتند كه از جمله آنهاست كتاب « اعجاز القرآن فى نظمه و تأليفه » « 3 » نوشته محمد بن زيد واسطى ( متوفى 307 ) اين كتاب نيز در دست نيست ولى مطالبى از آن را عبد القاهر جرجانى ( متوفى 471 ) در كتاب خود « دلائل الاعجاز » آورده است . همچنين كتاب « اعجاز القرآن » « 4 »
هامش
( 1 ) - جاحظ ، الحيوان ج 3 ص 86 .
( 2 ) - باقلانى ، اعجاز القرآن ص 6 .
( 3 ) - ابن نديم ، الفهرست ص 63 - داوودى ، طبقات المفسرين ج 2 ص 148 .
( 4 ) - اين كتاب تحت عنوان « النكت فى اعجاز القرآن » به ضميمه كتاب « بيان اعجاز القرآن » از خطابى