بيان نمودهاند . 26
3 - آيهء شريفهء
« إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا . . . »
27
دو احتمال دربارهء آن ذكر مىكند 28 : « الف - از كيفر ما بيم ندارند چنان كه الهذلى مىگويد :
اذا لسعته النحل لم يرح لسعها * و خالقها فى بيت نوب عواسل
ب - در پاداش و لقاء ما حرص و طمع ندارند . اگرچه تنها ملاقات اجسام ممكن است ليكن سبب اضافه ملاقات به خدا آن است كه چون تنها خداوند قادر به آن مىباشد لذا به خاطر تفخيم شأن خود لقاء را به خود نسبت داد چنان كه آمدن ملائكه را به خود نسبت داد و فرمود :
« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ »
29 و يا نظير آيه
« وَ جاءَ رَبُّكَ »
يعنى امر پروردگارت آمد .
4 - و قوله تعالى :
« وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا »
30
مفسر ذيل اين آيه مىفرمايد :
« و قوله : بأعيننا معناه بحيث نراها و كأنها ترى بأعين على طريق المبالغة و المعنى :
بحفظنا ايّاك حفظ من يراك و يملك رفع السوء عنك . » 31
همچنين ظاهر آياتى چند كه دلالت بر ارتكاب قبيح منسوب به انبياء است ، حمل بر « ترك اولى » نموده است . 32
در پايان اين مبحث ، يادآورى اين مهم ضرورى است كه در بحث ديدگاههاى كلامى شيخ و تبيين نظرات مختلف دربارهء توحيد و عدل و نبوت و امامت ، سيماى كلامى تبيان تبلور بيشترى خواهد نماياند .