تأويل متشابهات قرآن - به تعبير مرحوم ملاصدرا 12 - : « در رفع ظواهر قرآن اسراف نمودند » تا آنجا كه بيشتر ظواهر كتاب و سنت را به غير معانى حقيقى آنها ، مانند :
حساب و ميزان ، دوزخ و بهشت ، تأويل ، و بر مجاز و تشبيه و استعاره و مانند آن ، حمل نمودند . ليكن مذهب اماميه راه وسط و « امر بين الامرين » را برگزيد 13 و در تفسير متشابهات از انحرافات اوّلى و اشتباهات ديگرى ، دورى جست ، از اينرو ، تنها در راستاى حفظ اصول عقايد شيعه ، يعنى : توحيد و عدل و نبوت و امامت و معاد ، گام نهاد ؛ لذا ظاهر آيات متشابهى كه با اين سه اصل ، مغاير بود ، تأويل كرد و آياتى كه در ظاهر ، قدرت خداوند - عزّ و جلّ - را بر همه چيز ، متعلق مىداند ، تخصيص زد و بشر را از ورطهء جبر رهايى بخشيد . آياتى را كه هدايت و اضلال و شبيه آن را به خداوند نسبت مىدهد ، يا حكمت و بىنيازى او را مسئلهدار مىكند ؛ در ترازوى عدل الهى ارزيابى ، و آياتى را كه ظهور در عصيان و گناه انبياء گرامى داشته ، حمل بر « ترك أولى » و عقلا ارتكاب هرگونه صغيره و كبيره را از آنان نفى كردند .
روش شيخ در متشابهات با توجه به سه اصل اعتقادى مذكور ، در تأويل و تفسير اين گونه آيات مىبايست آيات متشابه را بر محكمات حمل نمود ؛ چنان كه از مثال شيخ در توضيح متشابه چنين مطلبى استفاده شد . در همين راستا ، بايد لوازم عقلىاى كه بر ظواهر آيات متشابه ، بار مىشود ، كاملا توجه نمود . اگر ظاهر آيه در تشبيه و تجسم است كه لازمهء عقلى آن حدوث است ، مطابق فرمايش آتى مفسر گرانقدر ، ترك آن ظواهر ، واجب است ، بنابراين مىبايست به مبدأ لغت و عرف عنايت داشت كه كلمهء استوا - مثلا - معانى متعددى دارد و معناى معقول و متناسب آن در آيه كدام است ؟ يا يمين بر سبيل مبالغه در اقتدار و تحقيق در ملك در آيهء
« مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ »
ذكر مىشود در اين ميان نقش تفسير پيامبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - و اهل بيت عصمت - عليهم السّلام - را نبايد فراموش كرد ، چه حلّ عقده از متشابهات ، در واقع تنها از عهده ايشان برمىآيد ، چنان كه قرآن كريم مىفرمايد :
« وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ . »
14 و نيز
« لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ . »
15 همچنين رواياتى امثال :
« و نعرف تأويل الكتاب و فصل الخطاب . » 16 يا « انّما يعرف القرآن من خوطب