عمر بن خطّاب با اذعان به حليّت آن ، حكم به تحريم متعه كرد ؛ لذا نزد ما اماميّه مشروع است ، با استفاده از ظاهر آيه 10 كريمه
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ »
مىفرمايد : « مراد « متعه » است تا وقت معين » سپس گفته اهل سنت را كه با استفاده از خبر واحدى به نقل از پيامبر و استناد به قول عمر مبنى بر تحريم متعه ، كه خود آشكارترين دليل ضعف مدعاى آنهاست ، استدلال نمودهاند را با ذكر دلايلى نادرست مىخواند . 11
4 - نكته ديگرى كه در اين مباحث مشهود است ؛ پاسخهايى است كه شيخ به اشكالات مخالفين مىدهد مثلا عبارت « لامستم » در آيه وضو 12 بنابر فقه جعفرى به معناى جامعتم ( جماع ) 13 مىباشد كه غسلآور است ؛ ليكن اهل سنت آن را حمل بر ظاهر نموده و لذا لمس را تنها مبطل وضو مىدانند ؛ 14 و شيخ به اشكالى كه در اين باره شده پاسخ مىدهد . 15
5 - همانطور كه مفسر در پيشينه تبيان اشاره فرمودند ؛ روش ايشان در طرح مباحث گوناگون ، گزيدهگويى و اختصارنگارى است . از اينرو ، در بيشتر مباحث فقهى و كلامى خود ، به كتب مربوط و نگاشتههاى فقهى خود ارجاع مىدهد كه از جملهء آنها مىتوان كتاب خلاف ، نهايه ، مبسوط ، ايجاز فى الفرائض و تهذيب الاحكام را نام برد . 16
( * ) زمينههاى بهرهگيرى از روايات معصومين ( ع ) در تبيان
ائمه معصومين - عليهم السلام - در تفسير آيات روش خاص خود را دارند .
آنان كه ( من خوطب به ) بوده و در علم راسخند ؛ 17 قرآن ناطقند و زبان رسا و گوياى قرآن ، از هر خطايى معصومند « و لا ينطقون عن الهوى . »
روايات تفسيرى از معصومين - عليهم السلام - بسيار است كه در كتب تفاسير نقلى شيعه مانند تفسير قمى و غيره گردآورى شده و حاكى از عرفان بلند اهل بيت عصمت از حقايق قرآنى است . امام رواياتى كه در تفسير شريف تبيان به كار رفته ، در موارد مختلفى نقل شده كه ما در اينجا با ذكر نمونههايى براى هركدام ، آنها را نقل مىكنيم ؛ البته تقسيمبندى ذكر شده بر سبيل « حصر تام » نيست ؛ بلكه موارد عام و متداول روايات در اينجا آمده كه طبعا مىتوان به تعداد آنها افزود :