رها مىسازد كه از طريق خيال از هر دو سيما ، تا آن اندازه كه لازم است متأثر گردد . « 1 »
4 - و در مقامى ديگر ، براى مجسّم نمودن حال دانشمندى كه به علم خود عمل نمىكند و از آيات و مواهبى كه به وى ارزانى شده بيرون مىجهد ، اين تصوير تماشايى را عرضه مىدارد :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ
« 2 » « و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ، ولى ( سرانجام ) خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد ، و از گمراهان شد ! » « مىبينيم سايهاى كه كلمهء « انسلخ » مىگستراند ، يك سيماى پر رنج و پر درد را براى بيرون جستن از زير بار اين آيات نقش مىزند ، براى اينكه كلمهء « انسلخ » نمايشگر يك حركت حسّى است . ( حركت حيوانى كه در فصل مخصوص ، پوست خود را عوض مىكند به آن مىگويند : « انسلخ » . مانند پوست كندن مار و مور و ملخ و سوسمار و امثال اينها ) .
و اينها هم كسانى هستند كه از زير بار اين آيات الهى بيرون مىروند . مانند اينكه پوست خود را با آن وضع دردآور رها مىسازند ، و با زحمت و فشار از لابلاى آن بيرون مىجهند ! مىبينيم كه در سايه اين كلمه چه سيماى بيمار و دردآورى قرار گرفته است ! » « 3 » آرى ، تصويرگرى قرآن ، به گونهاى است كه منظرها پشت سر هم مىآيند ، و حادثهها پىدرپى تجديد مىگردند و شنونده فراموش مىكند كه اين كلامى است كه خوانده مىشود ! يا طوفانى است كه عالمى را فرا مىگيرد و نابود مىسازد ، و يا مثلى است كه
هامش
( 1 ) . تصوير فنى در قرآن ، ص 59 . و بنگريد به : تفسير فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1291 .
( 2 ) . اعراف / 175 .
( 3 ) . تصوير فنى در قرآن ، ص 139 . و بنگريد به : تفسير فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1396 و 1397 .