انسانها كم نيستند كسانى كه خداى را به طمع بهشت و لذّتهاى آن و يا از ترس دوزخ و عذابهاى دردناك آن ، پرستش مىكنند ، از همين رو قرآن مواهب رنگارنگ و گوناگون مادّى و معنوى بهشت را در چشم اندازهايى بديع براى انسان ترسيم مىنمايد و پاى روح انسان را به وادى سرسبز و پر مصفّاى بهشت مىنهد و بساط پرنيانش را در مقابل وى مىگستراند و نمايشگاهى پر از احساسات و نشاط براى وى مىآفريند ! يكى از اين تصاوير پر جاذبه و خوش منظره كه در قالب تمثيلى زيبا ارائه گرديده ، چنين است :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ
« 1 » « مثل بهشتى كه به پرهيزكاران وعده داده شده [ چون باغى است ] كه در آن نهرهايى است از آبى كه [ رنگ و بو و طعمش ] برنگشته ، و جويهايى از شيرى كه مزّهاش دگرگون نشود ، و رودهايى از شراب [ طهور ] كه مايه لذّت نوشندگان است و جويبارهايى از انگبين ناب . و در آنجا از هر گونه ميوه براى آنان [ فراهم ] است و [ از همه بالاتر ] آمرزش پروردگار آنهاست . . . »
گرچه كلمهء « مثل » در اين آيه به معناى صفت است ، يعنى صفت بهشتى كه خدا به متّقين وعده داده چنين و چنان است ، ولى برخى مفسّرين كلمهء نامبرده را حمل بر همان معناى معروفش كرده و از آن استفاده كردهاند كه بهشت رفيعتر و درجهاش اعلاى از آن است كه بتوان با زبان و توصيف آن را مشخص نمود و تنها با آوردن مثل مىتوان ذهن را به نوعى به حقيقت آن نزديك نمود . همچنان كه آيهء :
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ
« 2 »
هامش
( 1 ) . محمّد / 15 .
( 2 ) . سجده / 17 .