هر دو مساوى بوده و از تصرّف مستقل و بدون اجازه آنان بيم داشته باشيد آن گونه كه در مورد شركاى آزاد خود بيم داريد ؟ ! اينچنين آيات خود را براى كسانى كه تعقّل مىكنند شرح مىدهيم . »
« اين مثلى است كه خداى تعالى براى بطلان پندار مشركين زده ، كه براى خدا شريكهايى از مخلوقات خود او گرفتهاند و آنها را چون خدا إله و رب پنداشتهاند ، و اين مثل را به صورت استفهام انكارى آورده مىپرسد : آيا هيچ در بين مملوكها و غلام و كنيزهاى شما ، غلام و كنيزى يافت مىشود كه در اموال شما كه خدا روزيتان كرده شريك شما باشند ؟ با اينكه آنها مملوك شمايند و شما مالك خود آنها و اموال آنهاييد و آيا هيچ متصوّر است كه مملوك شما آنچنان شريك شما شود كه بترسيد بدون اجازه و رضايت شما در اموال شما شركت كنند ؟ همانطور كه مىترسيد آزادههايى مثل خودتان در اموالتان تصرّف كنند ؟ آيا هيچ چنين چيزى ممكن است ؟ نه ابدا چنين چيزى تصوّر ندارد ، و ممكن نيست مملوك ، شريك مولاى خود باشد و در اموال او تصرّف كند .
وقتى چنين چيزى جايز نيست پس چطور است كه بعضى از مخلوقات خدا ، چون جنّ يا ملك با اينكه عبيد و مملوك او در ملك او باشند ؟ إله و ربّ جداگانهاى باشند . » « 1 »
به اين ترتيب خداوند متعال با اين مثال ، روح و وجدان مشركين را به جنبش در آورده و آنها را به واقعيّت مهمّى كه آن را به وضوح در وجود خويش احساس مىكنند دعوت نموده است .
همان واقعيّتى كه هرگز نمىتوانند با آن به مقابله برخيزند و آن را انكار نموده و يا در خصوص آن روى به جدالهاى بيهوده آوردند ! جالب است كه در اين مثال از تعابيرى استفاده شده كه بيشترين تأثيرات روحى را بر مخاطب داشته و پنجه بر اعماق روح وى مىافكند . تعابيرى چون :
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 16 ، ص 279 .