تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
آورده شاد مىنمايد ، و براى آرزوها و فريب ، خويش را آرايش نموده ، شادى آن پايدار نيست و از درد و اندوهش آسوده نمىبايد گشت ، بسيار فريبنده و زيان رساننده است ، تغيير دهنده حالات است ، فانى و نابود و تباه مىگردد ، شكمخواره‌اى است كه همه را هلاك مىنمايد ، آنگاه كه به دست آرزومندان افتاد و با خواهش‌هاى آنان دمساز شد مىنگرند كه جز سرابى بيش نيست ، همچنانكه خداوند تعالى مىفرمايد : « مثل دنيا مانند گياه زمين است كه به آبى كه از آسمان فرستاديم ، آميخته شد پس آن گياه خشك گرديد به قسمى كه بادها آن را پراكنده مىسازند و خداوند بر همه چيز قادر و تواناست » « 1 » هيچ مردى از متاع دنيا مسرور و شادمان نبوده مگر آنكه در پى آن گريه گلوگير به او رو آورده است ، و از خوشيهايش به كسى رو نياورده مگر اينكه از بديهايش به او زيانى رسانده ، و در دنيا او را باران فراخى و خوشبختىتر نساخت مگر اينكه ابر بلاء پىدرپى بر او باريد . . . چه بسيار است كسى كه به دنيا اعتماد و دلبستگى داشته و دنيا او را دردمند مىسازد ، و چه بسيار است كسى كه به دنيا اطمينان داشته و دنيا او را بر خاك مىاندازد ، و چه بسيار است كسى كه داراى مرتبه بزرگ بوده و دنيا او را كوچك و پست مىگرداند ، و چه بسيار است كسى كه داراى افتخار و خودخواهى است و دنيا او را ذليل و خوار مىنمايد . سلطنت و رياست دنيا گردنده است و خوشگذرانى آن تيره است و آب پاكيزه آن شور و ناگوار است و شيرينى آن مانند شيرهء درخت بسيار تلخ است و طعام آن زهرهائى است كشنده و چيزهائى كه به آن دلبستگى دارند . مانند ريسمانهاى پوسيده و تكه تكه شده است . زنده آن به سمت مرگ و تندرست آن به سوى بيمارى رهسپار است ، پادشاهى آن از دست رفته و ارجمند آن زير دست و ثروتمند آن به نكبت رسيده و همسايه آن ( ساكن دنيا ) مالش غارت گشته است . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . كهف / 45 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 110 .
تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 211 | حميد محمد قاسمى