قطع رابطه كرده و به پروردگار خود پناهنده شده و جز اين آرزويى نداشته كه با خدا نزديك باشد و در دار كرامت او منزل گزيند . » « 1 »
لذا روش و منش همسر فرعون مىتواند براى همه زنان و مردان مؤمن جهان الهامبخش باشد و راه را بر تمام كسانى كه فشار محيط يا همسر را مجوّزى براى ترك طاعت خدا مىشمردند مسدود نمايد .
و از سوى ديگر ماجراى او حكايت از استقلال شخصيّت زن و نقش مؤثّر او در ابعاد گوناگون زندگى دارد .
به اين ترتيب كدامين زن را مىتوان سراغ گرفت كه اين مثال و اين اسوه كامل را در پيش روى خود ببيند و آرزو نكند كه شخصيّتى همانند وى داشته باشد و از اراده و ايمان و استقامت و موضعگيرى قاطعانهاى همچون وى برخوردار باشد ، و هدف قرآن نيز از ارائه الگوهاى تمام عيارى چون آسيه و مريم دختر عمران آن است كه همگان از اين چهرههاى پاك و تابناك بسان مشعلهاى هدايتى براى رسيدن به قلّهء كمال بهره جويند و خود را بر عيار آنان زنند و باز آفرينى كنند .
امّا در كنار آن ، قرآن مثالى را ياد نموده است كه با نمونههاى قبلى تفاوت دارد و در آن به زنان سنگدل و بدسيرتى اشاره داشته كه گرچه در خانه نبوّت مىزيستند ولى مصاحبت آنها با پيامبران خدا عليهم السّلام ايشان را سودى نبخشيده بود و بخاطر خيانت به همسران خود ، رابطهء خويش را از خاندان نبوّت و وحى قطع كرده بودند ، و اين خود مىتواند هشدارى جدّى به مؤمنان از تمام قشرها باشد كه پيوندهاى خود را با اولياء اللّه در صورت گناه و عصيان ، مانع عذاب الهى نپندارند و بدانند كه در مكتب وحى تنها چيزى كه معتبر است ايمان به مكتب و عمل به برنامههاى آن است و نه صرف ادّعا و نه پيوندهاى مادى و رابطههاى سببى و نسبى !
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 19 ، ص 695 و 696 .