قرآن كريم ، كتابى نيست كه انسانها را تنها پند و اندرز دهد و مسائل زندگى را به صورت ذهنى و تئورى بيان كند ، بلكه در هر زمان كه خواسته است ارزشى را بيان كند با ارائه نمونههاى عينى در جامعه ، صداقت و صراحت و واقعگرائى خود را به اثبات رسانيده و همواره فضيلتها و نيكيها را همراه با مطرح ساختن شخصيت نيكان معرفى كرده است . « 1 »
خداوند متعال براى دعوت انسانها به نيكيها و بر حذر داشتن آنها از زشتيها ، در جاى جاى قرآن به معرفى چهرههاى محبوب و منفور روى آورده ، و با شيوههاى گوناگون به ترسيم دقيق ويژگيها و ابعاد زندگى آنان پرداخته است .
در اين ميان ، برخى تمثيلات قرآنى نقش بسزائى در معرفى الگوهاى مطلوب و شناساندن چهرههاى منفور ايفاء مىنمايند .
تمثيلات قرآنى ، در مواردى چند ، با ارائه نمونههائى از انسانهاى وارسته و شايسته ، شخصيت و سجاياى اخلاقى آنها را آنچنان زيبا و فريبا ترسيم نمودهاند كه چشمها را به خود خيره كرده و دلها را از هيبت و عظمت ايشان پر مىكند و سراسر وجود انسان را مالامال از عشق و محبت بدانها مىنمايد .
و در مقابل ، گاه با ارائه چهرههاى مطرود و نگونبخت ، در قالب تصاويرى زشت و كريه ، دلها را از نفرت و كينهء بدانها پر ساخته و همگان را از پيروى و مشابهت بد آنها بر حذر داشته است .
از جمله تمثيلاتى كه در آنها ، دو چهره محبوب و منفور در كنار يكديگر ترسيم گرديده و مخاطب را به مقايسه اين نمونهها با يكديگر فراخوانده است مىتوان به موارد ذيل اشاره داشت :
هامش
( 1 ) . مبانى تعليم و تربيت در قرآن و حديث ، مقدمه .