خداشناسى است كه در زمين روح مؤمن روييده و ساير عقايد حقّه بر اساس آن و روى آن تنه ، جوانه مىزند و فضايل اخلاقى هم از آن جوانهها منشعب مىشود و همچنين اعمال صالحه به صورت ميوه از آنها سرمىزند . « 1 »
ابتدا « كلمهء طيّبه » را به درختى مثال مىزند كه داراى ويژگيهاى متعددى است از جمله :
1 - موجودى است داراى رشد و نمو ، نه بىروح ، و نه جامد و بىحركت ، بلكه پويا و رويا و سازنده ديگران و خويشتن ( تعبير به « شجره » بيانگر اين حقيقت است ) .
2 - اين درخت پاك است و طيّب ، امّا از چه نظر ؟ چون انگشت روى هيچ قسمتى گذارده نشده ، مفهومش اين است كه از هر نظر . منظرهاش پاكيزه ، ميوهاش پاكيزه ، شكوفه و گلش پاكيزه ، سايهاش پاكيزه ، و نسيمى كه از آن برمىخيزد نيز پاكيزه است .
3 - اين شجره داراى نظام حساب شدهاى است . ريشهاى دارد و شاخههايى و هر كدام مأموريت و وظيفهاى دارند . اصولا وجود « اصل » و « فرع » در آن ، دليل بر حاكميّت نظام حساب شدهاى بر آن است .
4 - « اصل و ريشه آن ثابت و مستحكم است . » به طورى كه طوفانها و تند بادها نمىتواند آن را از جا بركند
أَصْلُها ثابِتٌ
5 - شاخههاى اين شجرهء طيّبه در يك محيط پست و محدود نيست بلكه بلند آسمان جايگاه اوست
وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ
6 - اين شجرهء طيّبه شجرهء پربار است ، نه همچون درختانى كه ميوه و ثمرى ندارند .
بنابراين مولّد هستند
تُؤْتِي أُكُلَها
7 - امّا نه در يك يا دو فصل ، بلكه در هر فصل ، يعنى « هر زمان » كه دست به سوى شاخههايش دراز كنى محروم برنمىگردى
كُلَّ حِينٍ
هامش
( 1 ) . بنگريد به : تفسير الميزان ، ج 12 ، ص 75 و تفاسيرى همچون : مجمع البيان و التفسير الكبير ، در ذيل آيات شريفه .