تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
اذهان بشرى غير قابل دسترس است ، و عقول بشرى هر قدر هم قدرت بر تعقل چنين معانى داشته باشد باز نيازمند تصاوير و اشكال و ارائه نمونه‌هاى عينى است . . . . و به همين دليل است كه قرآن به ارائه مثالهايى چند براى مردم روى آورده ، و معانى ژرف و بلند خود را در قالب تصاوير و مناظر و اشكال و امور محسوس ارائه نموده است ، همانگونه كه در اين مثال چنين روشى در پيش گرفته است . در اين مثال دريا ، نمايانگر علم بشرى است كه انسان آن را زياد و گسترده مىپندارد حال آن كه - با وجود وسعت آن - بسيار محدود است . و كلمات الهى نمايانگر علم الهى است كه حدّ و اندازه‌اى ندارد و بشر نهايت آن را درك نمىكند ، بلكه اساسا تلقّى درستى از آن ندارد و نمىتواند آن را به نگارش درآورد تا چه رسد به آن كه بخواهد حقيقت آن را دريابد . » « 1 »

ب ) نقش تمثيلات قرآن در تبيين مبانى اعتقادى

انسانها فرهنگى مشترك به نام « فطرت الهى » دارند ، ليكن در هوشمندى و استعدادهاى فكرى و ذهنى يكسان نيستند ، بلكه : « الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة . » « 2 » كتابى كه جهان مشمول است بايد معارف فطرى را با روشهاى متفاوت و در سطوح متعدد تبيين كند تا هيچ محقّقى به بهانه سطحى بودن مطلب خود را از آن بى نياز نپندارد و هيچ ساده انديشى به بهانه پيچيدگى و عميق بودن معارف ، خود را از آن محروم نبيند . قرآن كريم براى متوسطين مردم از برهان و حكمت استفاده مىكند ولى براى انسانهاى ساده انديشى كه برهان و استدلال برايشان قابل هضم نيست از « تمثيل » براى رقيق و ساده شدن معارف سنگين استفاده مىكند و اين خصوصيت غالبا در كتابهاى عقلى و استدلالى وجود ندارد . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2296 و 2297 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 58 ، ص 65 و 106 . ( 3 ) . قرآن در قرآن ، ص 432 - 429 . با تلخيص .