تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
« طيف تعبير در قرآن و تصويرهاى رنگى داستانها و تابلوها و اسلايدهايش ، واقعيّتهاى جاندار خارجى را با همه رخدادهايش برمىتابد ، تو گوئى قهرمانان تاريخ از ميدان حيات به در نرفته و هنوز دارند زندگى مىكنند . » « 1 » و محقّق ديگرى چنين اذعان مىدارد : « كمتر كسى مناظر برانگيخته شدن مردگان را به صورت تصويرى ، مانند سينورلى ايتاليائى ترسيم كرده ، شاهكارهاى ميكل آنژ نيز بر روى طاق سيستين در واتيكان در خور تحسين و اعجاب است . عجب اينجاست كه قرآن بدون يارى از آب و رنگ و خط و حجم فوق آنها گام نهاده است . » « 2 » شايان ذكر است كه ترسيم‌ها و تصويرهاى قرآنى تنها براى زينت بخشيدن به كلام به كار نرفته است ، بلكه گاه مضمون يك امر و حقيقت آن ، جز با تصويرگرى نمود پيدا نمىكند و به همين دليل است كه مىتوان آن را مناسبترين روش در آشكار نمودن مقصود و تأثيرگذارى بر مخاطب دانست . « 3 » علّامهء زمخشرى مىگويد : « ترسيم و تصوير حقايق معنوى در قالب امرى محسوس غالبا ملازمت اين دو ( امر حسى با امر معنوى ) را به دنبال دارد و هيچ چيز همچون تصاوير محسوس نمىتواند در ذهن تأثير گذار باشد . » « 4 » قرآن كريم به منظور تنزّل معارف بلند و تبيين معارف ژرف ، آنها را در قالب تمثيلاتى نغز و تصاويرى زنده در پيش چشم آدمى قرار داده و با خلق تابلوهاى بديع و ماهرانه ، روح و انديشه آدمى را تسخير نموده و عقل و وجدان او را به تكاپو وا داشته است . هر يك از تمثيلات قرآنى ، با كليد كلمات خود دريچه روح آدمى را گشوده و با ترسيم‌هاى دقيق و عميق خود ، معقول را محسوس ، مخفى را آشكار ، غائب را حاضر ،
هامش
( 1 ) . مباحث فى علوم القرآن ، ص 129 . ( 2 ) . آفرينش هنرى در قرآن ، ص 71 ، پاورقى . ( 3 ) . جماليات المفردة القرآنية ، ص 112 . ( 4 ) . تفسير الكشاف ، ج 1 ، ص 471 .