تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
چنين بازگفته‌اند : « رسول خدا در سايهء درختى نشسته بود ؛ پس گفت : هم اكنون كسى نزد شما مىآيد و در شما مىنگرد به چشمان شيطان ، چون بيايد با او هيچ سخن نگوئيد . چيزى نگذشت كه مردى بيامد ازرق چشم ، رسول خدا او را بخواند و گفت : چرا تو و يارانت مرا دشنام مىدهى ؟ - مرد برفت و يا يارانش برگشت و سوگند خوردند كه ما نگفتيم ، خداى تعالى اين آيه بفرستاد . « 19 » حاكم و احمد عين اين حديث را دربارهء نزول آيهء هجدهم از سورهء 58 مجادله بازگفته‌اند « 20 » . نمونهء ديگر از يك سبب كه چند آيه در آن مورد فرود آمد : از « امّ سلمه » نقل كرده‌اند كه به رسول خدا گفت : « يا رسول اللّه ! ما در قرآن ذكر مردان مىشنويم در هجرت و جهاد ، و ذكر زنان چيزى نيست . خداى تعالى اين آيه ( آيهء 195 از سورهء 3 آل عمران ) فرستاد و انصاريان گفتند اول كس از زنان كه هجرت كرده ام سلمة بود « 21 » » . و باز از ام سلمه نقل كرده‌اند : « گفتم : يا رسول اللّه ! مردان را نام مىبرى و زنان را نام نمىبرى ؟ » پس خداوند فرو فرستاد : « انّ المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات . . . » ( س 33 آ 35 و س 3 آ 195 ) « 22 » و همچنين دربارهء آيهء 32 سورهء 4 نساء گفته‌اند كه چون ام سلمه گفت : مردان را در راه خدا جهاد است و زنان را نيست و از اين جهت زنان را در ميراث نيمهء مردان است ، اين آيه نزول يافت « 23 » .
هامش
( 19 ) ابو الفتوح رازى 5 : 216 مجمع البيان 3 : 51 . ( 20 ) الاتقان 1 : 34 آخر النوع التاسع . ( 21 ) بنقل از ابو الفتوح 3 : 86 نيز رجوع كنيد : مجمع البيان 1 : 559 ، طبرى 4 : 143 بولاق ، مستدرك حاكم 2 : 416 ، ترمذى 4 : 88 ، تفسير ابن كثير 2 : 326 ، سيوطى 2 : 112 . ( 22 ) ابو الفتوح رازى 8 : 170 ، مجمع البيان 4 : 355 ، تبيان طوسى 2 : 447 ، فخر رازى 6 : 783 ، بيضاوى 2 : 272 ، تفسير طبرى 22 : 8 بولاق ، تفسير ابن كثير 6 : 533 ، مسند احمد 6 : 301 ، 305 ، حلبى ، الدر المنثور 5 : 200 . ( 23 ) ابو الفتوح 3 : 167 ، كشف الاسرار 2 : 489 ، مجمع البيان 2 : 40 ، تبيان طوسى 1 : 422 ، فخر رازى 3 : 310 ، تفسير طبرى 5 : 30 ، 31 بولاق ، تفسير عبد الرزاق ص : 41 خطى ، مسند احمد 6 : 322 حلبى ، ترمذى 4 : 88 ، حاكم 2 : 305 و 306 : اسباب النزول واحدى : 110 : ابن كثير 2 : 428 : الدر المنثور 2 : 149 .