« خولة دختر قيس » و او را با مردى بيگانه به حالى زشت ديد ، شكايت نزد پيغمبر برد ، رسول خدا از اين ماجرا و رسوائى آن كراهت داشت كه اين آيه فرود آمد ، آنان را به ملاعنه ، سپس جدائى از هم خواند . - همين داستان را دربارهء « هلال بن - اميّهء خزاعى » و زنش نيز گفتهاند « 7 » . - در اين حادثه ، نزديكى زمان ، جمع ميان هر دو را ممكن ساخته است و بقول حافظ خطيب و تأييد نووى : چه بسا كه اين حادثه در يك وقت براى هر دو اتفاق افتاده باشد و يا به گفتهء ابن حجر : تعدد سببها را هم مانعى نيست « 8 » .
هنگامى هم اتفاق مىافتد كه دو روايت صحيح داريم ، نه مىتوانيم يكى را بر ديگرى برترى دهيم ؛ و نه ميان آنها مىتوان جمع كرد . در اينجا ناگزيريم كه بگوئيم : تعدد نزول آيه پيش آمده است : زركشى آيهء 114 سورهء 11 هود را از اين دسته مىشمرد . چه ، گفتهاند : اين آيه دربارهء ابو اليسر ( عمرو بن غزية الانصارى ) خرمافروش نازل شد كه بنيرنگ بوسهاى از زنى گرفت و زود پشيمان شده نزد پيامبر آمد و قصه بازگفت و در نتيجه اين آيه بيامد « 9 » . - زركشى مىگويد اين داستان در مدينه پيش آمد و سورهء هود باتفاق مكيه است ، از اين جهت اين حديث بر پارهاى مشكل آمده ، ولى اشكالى وجود ندارد ، بلكه آيه دو مرتبه نازل شده است ؛ ولى اگر اين آيه را مكى بشماريم ، چنان كه بعضى شمردهاند ، ديگر به چنين محملى نياز نيست .
سيوطى 3 آيهء آخر سورهء نحل را از اين دسته شمرده است . مىگويد « 10 » : يك بار به روز احد بود كه پيامبر خدا بر پيكر بىجان حمزه ايستاده بود و از فرط اندوه سوگند ياد كرد كه بجاى حمزة هفتاد تن از دشمنان مثله كند ، جبرئيل فرود آمد و وحى آورد :
هامش
( 7 ) تفسير ابن كثير 3 : 265 ، ابو الفتوح رازى 7 : 219 - 222 ، مجمع البيان 4 : 127 ، كشف الاسرار 6 : 489 ، تبيان طوسى 2 : 330 ، صافى : 374 ، فخر رازى 6 : 341 ، بيضاوى 2 : 133 ، واحدى :
اسباب النزول : 237 .
( 8 ) الاتقان 1 : 33 النوع التاسع ، الحال الخامس .
( 9 ) مجمع البيان 3 : 201 ، تفسير ابن كثير 2 : 426 ، البرهان فى علوم القرآن 1 : 30 ، ابو الفتوح رازى 5 :
448 ، كشف الاسرار 4 : 454 ، اسباب النزول واحدى : 200 ، 201 .
( 10 ) الاتقان 1 : 33 بنقل بيهقى و بزار از ابو هريره اسباب النزول واحدى : 213 ، 214 .