گفتهاند كه چون حرمت شراب نازل شد ( س 5 آ 90 ) پارهاى از ياران رسول خدا از او پرسيدند : حال ياران ما كه روزى در بدر و احد شركت داشتهاند و به خدا و رسول و روز رستاخيز نيز گرويده بودند ، ولى پيش از اين حرمت ، شراب نوشيدهاند ، چون است ؟ زيرا خداوند آن را پليد شمرده و پرهيز از آن واجب است . اما در - گذشتگان مسلمانان از آن آگاه نبودهاند . - اين بود كه آيهء 93 سورهء مائدة در اين باره نزول يافت و آنچه را كه رفته بود گناه نشمرد « 20 » .
كسانى از اصحاب كه از سبب نزول آيه بىخبر مانده بودند ، چون عمرو بن معدى كرب و عثمان بن مظعون آشاميدن شراب را مباح دانسته و به اين آيه استناد مىجستند « 21 » و روايت مىكنند كه عمر قدامة بن مظعون را به حكومت بحرين فرستاد .
جارود بر عمر وارد شد و گفت : قدامه در بحرين باده خورده و مست كرده است . عمر گفت : شاهد تو كيست ؟ - جارود گفت : ابو هريرة . آنگاه عمر به قدامة گفت : به خدا سوگند كه ترا حدّ مىزنم - قدامه گفت : اگر من شراب هم خورده باشم تو حق ندارى كه مرا حدّ بزنى . - عمر پرسيد : چرا ؟ - پاسخ داد : بموجب اين آيه :
« لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا »
.
من نيز از كسانى هستم كه ايمان آورده و پرهيزگار بوده و نيكيها كرده و با پيغمبر در جنگ بدر و احد و خندق جهاد كردهام .
عمر به شبهه افتاد ، « على بن ابيطالب گفت : يا عمر ! من از نزول اين آيت خبر دارم ، چون رب العالمين خمر حرام كرد ، جماعتى از مهاجر و انصار بيامدند و گفتند : يا رسول اللّه برادران ما و پدران ما كه در بدر بودند ، و در احد كشته شدند ، ايشان در آن حال مى همى خوردند ، چه گوئى در ايشان ؟ و چه حكم كنى از بهر ايشان ؟ رسول خدا توقف كرد تا جبرئيل آمد و آيت آورد . » و قدامة را هشتاد تازيانه حدّ مفترى بزدند . ابن عباس گفت : اين آيه براى گذشتگان عذر است و براى ماندگان حجت ، عذر گذشتگان اينكه خدا را پيش از تحريم شراب ملاقات
هامش
( 20 ) دربارهء سبب نزول اين آيه روايات گونه گون فراوان نقل شده از آن جمله ابو الفتوح 4 : 88 ، مجمع البيان 2 : 240 مسند احمد : 2088 ، 2452 ، 2691 ، 2775 ، سنن ترمذى كتاب التفسير ، مستدرك حاكم 4 : 143 ، 144 ، تقسير ابن كثير 3 : 228 ، 231 ، 233 ، الدر المنثور 2 : 320 ، 321 ، الفتح 8 : 209 ، صحيح مسلم 13 : 148 - 151 و 16 : 14 ، نسائى سنن 8 : 287 ، 288 مسند ابو داود طيالسى : 97 رقم 715 ، مجمع الزوايد هيثمى 7 : 18 .
( 21 ) البرهان 1 : 28 ، اسباب النزول واحدى : 156 ، تفسير ابن كثير 2 : 97 ، الاتقان 1 : 29 نوع تاسع .